تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 885

مساهمون:

ص٨٨٥
پيغمبر ] به دليل اينكه مبيّن احكام الهى بود و با عالم غيب اتصال معنوى داشت ، حكومت هم در ميان مردم داشت . من كه نخواستم مرزى ميان دنيا و آخرت قائل بشوم و تفكيكى كرده باشم ميان امام و حاكم و بگويم امام مربوط به آخرت مردم است و حاكم مربوط به دنياى مردم . اگر من اينطور گفته بودم ، ايراد شما وارد بود . ما مىگوييم در ميان شيعه مسألهء ديگرى مطرح است كه اگر آن مسأله را ثابت كنيم ، حكومت هم خود به خود ثابت شده است . ما مقامى تالى مقام نبوت قائل مىشويم كه با وجود و حضور آن مقام ، ديگر سخنى از حكومت غير مطرح نيست . همين طور كه با وجود پيغمبر سخنى از حكومت غير مطرح نيست ، با وجود امام در سطحى كه شيعه معرفى مىكند نيز سخن حكومت غير مطرح نيست . سخن حكومت به آن معنا كه امروز مطرح است ، در وقتى مطرح است كه ما فرض كنيم امامى در دنيا وجود نداشته باشد يا مثل زمان ما امام غائب باشد ، و الّا با وجود و حضور امام در سطحى كه شيعه مىگويد تكليف مسألهء حكومت خود به خود روشن شده است . سؤال : آيا اهل تسنن روايت مربوط به غدير خم را واحد مىدانند و متواتر نمىدانند يا آن روايتى را كه فرموديد حضرت رسول ( ص ) فرمودند : سلام كنيد به على كه امير شماست ؟ جواب : اين قسمت از روايت غدير را كه : « من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه » شايد حتى سنّيها هم نتوانند انكار كنند كه متواتر است گواينكه ملا على قوشچى مىگويد اين قسمت هم متواتر نيست . اين قسمت آن قدر زياد نقل شده كه اهل تسنن هم [ تواتر آن را ] انكار نمىكنند ( 1 ) . عدهء بسيار زيادى بوده‌اند كه قسمت اولش را هم كه مىفرمايد : « الست اولى بكم من انفسكم » نقل كرده‌اند . شيعه اين قسمت را هم متواتر مىداند . ولى حديث « سلّموا على علىّ بامره المؤمنين » را سنيها هيچ قبول ندارند كه متواتر باشد و مىگويند اين خبر واحد است . شايد ما هم نتوانيم متواتر بودن اين حديث را اثبات كنيم ( حالا من درست نمىدانم ) و لزومى هم ندارد ولى تواتر اصل اين مطلب
هامش
( 1 ) . علت زياد نقل شدن اين قسمت آن است كه در آن زمان از سخن پيغمبر نسخه‌بردارى نمىكردند كه همانجا بنويسند بلكه به ذهنشان مىسپردند . طبعا آن جمله‌اى از اين حديث كه بيش از هر جملهء ديگر به ياد افراد مىماند آنجايى است كه اسم على ( ع ) برده شده : « من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه » .