تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤
سؤال : برداشتى كه بنده از پايان جلسهء گذشته و تقريبا شروع جلسهء امروز كردم اين بود كه يك مرزى در ذهنم بين مسألهء حكومت و امامت تا حدودى ايجاد شد . به اين ترتيب كه آقاى مطهرى فرمودند امامت وظائفى به عهده دارد كه يك شعبه‌اش شعبهء حكومت است . بنده نمىدانم غير از حكومت ، شعبات ديگرش چيست كه مسألهء حكومت در آنها حل نشود و جريان را توجيه نكند ؟ آنچه كه ما تا حالا از اسلام ياد گرفته‌ايم اين است كه بين دنيا و آخرتمان يا اعمال دنيا و آخرتمان مرزى نيست . آنچه كه به عنوان اعمال اخروى بيان مىشود به عنوان ضمانت براى عمل به اعمال دنيا و دخالت در زندگى دنياست و اعمال دنياى ما براى كمال و بهتر كردن زندگى اجتماعى و استوار كردن حكومت اجتماعى بر جامعه مىباشد . در قرآن هم مىبينيم كه خدا بهترين مدال را به كسانى مىدهد كه خواسته‌اند در اعمال عبادى خودشان زندگى دنيا و حاكميت دنيا و دادن آن به دست عدالت را ثابت كنند . بزرگترين ارزشها را براى جهاد قائل شده . در زندگى ائمه هم مىبينيم كه تمام دستورات و روش زندگيشان توجيه كنندهء اين بوده كه دنبال استيفاى حقوق و به دست آوردن حق حاكميت و حكومت بوده‌اند چه آنهايى كه علنا مبارزه مىكردند و چه آنها كه يا در زندان و يا در مخفيگاه رهبريهاى سازمانهاى مخفى را داشتند . اين است كه بنده نمىتوانم وظائف ديگرى غير از حكومت براى امامت توجيه كنم زيرا حكومت آنها بر همهء اعمال امامت توجيه خواهد شد . خواستم توضيح بفرماييد . جواب : شما مسألهء مرز را خودتان مطرح كرديد . من كه اصلا كلمهء مرز را به كار نبردم و صحيح هم نمىدانم كه به كار برده شود . من عرض كردم كه امامت در ميان شيعه در سطحى بالاتر از حكومت مطرح است كه حكومت يكى از شئون امامت خواهد بود و آن سطح بالاتر سطح بيان و توضيح اسلام و مرجع بودن براى احكام دين است در سطح عصمت و خطاناپذيرى . ما مىگوييم يكى از شئون پيغمبر اكرم حكومت بود . اين كه مرز نيست . يكى از شئونى كه پيغمبر اكرم در ميان مردم داشت حكومت بود ولى اين حكومت حكومت از ناحيهء مردم و حقى نبود كه مردم به او داده باشند ، حقى بود كه خدا به او داده بود به دليل اينكه او بشرى بود فوق بشرهاى ديگر . [ به عبارت ديگر