خطابههاى عمومى خود را القاء كردند . از جمله در غدير خم بعد از آنكه جا به جا مطالبى را فرموده بود ، مطلبى را به عنوان آخرين قسمت با بيان شديدى ذكر نمود . به نظر من فلسفهء اينكه پيغمبر اين مطلب را در آخر فرمود همين آيهاى است كه در آنجا قرائت كرد :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »
( 1 ) . بعد از اينكه پيغمبر اكرم در عرفات و منى و مسجد الحرام كليات اسلامى را در باب اصول و فروع بيان كرده - كه مهمترين سخنان ايشان است - يك مرتبه در غدير خم اينطور مىفرمايد : مطلبى است كه اگر آن را نگويم هيچ چيز را نگفتهام :
« فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »
به من گفتهاند كه اگر آن را نگويى هيچ چيز را نگفتهاى يعنى همه هبا و هدر است . بعد مىفرمايد : « الست اولى بكم من انفسكم ؟ » ( اشاره به آيهء قرآن است كه :
« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ »
( 2 ) آيا من حق تسلط و ولايتم بر شما از خودتان بيشتر نيست ؟ همه گفتند : « بلى يا رسول اللّه » . حضرت فرمود : « من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه » . اين حديث هم مثل حديث ثقلين داراى اسناد زيادى است .
خلاصهاى از بحث غدير را چند سال پيش در مشهد همين كانونيها ( 3 ) به صورت كتاب منتشر كردند . البته من هنوز آن را نخواندهام ولى برخى از رفقايمان كه وارد هستند خواندهاند ، مىگويند خيلى خوب است . لا اقل آن را مطالعه كنيد .
اگر ما بخواهيم مدارك احاديثى مثل حديث غدير را كه مىگوييم متواتر است يا حديث ثقلين را كه آقاى مير حامد حسين صاحب عبقات الانوار كتابى با قطع بزرگ و در چهار صد صفحه دربارهء مدارك آن نوشته است بررسى كنيم ، خيلى طولانى مىشود .
ممكن است احتياج به بحث بيشترى داشته باشد ولى من مايلم كه جوهر بحث را در مسألهء امامت عرض كرده باشم همراه با يك اشارهء نسبتا اجمالى به مداركى كه اهل تشيع در باب امامت دارند .
هامش
( 1 ) . مائده / 67 .
( 2 ) . احزاب / 6 .
( 3 ) . [ كانون نشر حقايق اسلامى ] .