اهميت حديث ثقلين
راجع به مسألهء امامت ، از حديث « انّى تارك فيكم الثّقلين » غافل نشويد . اگر با يكى از علما يا غير علماى اهل تسنن روبرو شديد ، بگوييد آيا پيغمبر چنين جملهاى را فرمود يا نه ؟ اگر بگويد نه ، مىتوان چندين كتاب از خودشان جلويش گذاشت .
مىبينيد اصلا علماى اهل تسنن نمىتوانند در [ وجود و صحت ] چنين حديثى اختلاف داشته باشند و ندارند ( 1 ) . بعد بگوييد اينكه پيغمبر قرآن را به عنوان يك مرجع و عترت را به عنوان مرجع ديگر معين كرده ، عترت چه كسانى هستند ؟ آنها اصلا فرقى ميان عترت پيغمبر و غير عترت پيغمبر قائل نيستند بلكه آنچه كه نقل مىكنند از صحابه و غير صحابه ، از غير على ( ع ) بيشتر نقل كردهاند تا از على ( ع ) . از على ( ع ) گاهى به عنوان يك راوى نقل مىكنند نه به عنوان يك مرجع .
حديث غدير
گفتيم علاوه بر اينكه هر كس كه مرجع دين است ، زعيم دين هم بايد همو باشد ، در مسألهء زعامت هم پيغمبر تصريح كرده است . يك نمونهء آن حديث غدير است كه پيغمبر اكرم آن را در غدير خم و در حجّة الوداع فرمودند . حجّة الوداع آخرين حج پيغمبر اكرم ( ص ) است و شايد ايشان بعد از فتح مكه يك حج بيشتر نكردند ، البته قبل از حجّة الوداع حج عمره كرده بودند . رسول اكرم صلاى عام دادند و مخصوصا مردم را دعوت كردند كه به اين حج بيايند . همه را جمع كردند و بعد در مواقع مختلف ، در مسجد الحرام ، در عرفات ، در منى و بيرون منى ، در غدير خم و در جاهاى ديگر
هامش
( 1 ) . برخى منبريها و روضهخوانها اين حديث را خراب كردند چون هميشه آن را مقدمهء گريز زدن براى مصيبت خواندن قرار دادهاند . انسان خيال مىكند كه مقصود پيغمبر در اين حديث فقط اين بوده كه من بعد از خود دو چيز را در ميان شما باقى مىگذارم : يكى قرآن كه احترامش كنيد و ديگر عترت كه احترامشان كنيد و به ايشان اهانت نكنيد ، در حالى كه مقصود اين است : يكى قرآن كه به آن مراجعه كنيد و ديگر عترت كه به آنها مراجعه كنيد زيرا در دنبالهء حديث مىفرمايد : « لن تضلّوا ما ان تمسّكتم بهما ابدا » تا وقتى كه به اين دو بچسبيد گمراه نمىشويد . پس ، مسأله رجوع مطرح است و پيغمبر ( ص ) عترت را عدل قرآن قرار داده است در رجوع كردن . خود پيغمبر هم فرمود قرآن ثقل اكبر است و عترت ثقل اصغر .