تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
مدينه نيز زياد بود . اگر رسول اكرم در همهء اين بيست و سه سال مثل يك معلم مىبود كه فقط مىرفت سر كلاس و به مردم تعليم مىداد شايد وافى نبود براى اينكه همهء آنچه را كه اسلام دارد بيان كند ، تا چه رسد با اين تاريخ موجود ، خصوصا كه اسلام در تمام شئون زندگى بشر حكم دارد .

استفاده از قياس

نتيجهء اين حرفى كه اهل تسنن گفته‌اند اين شد كه عملا نارساييهايى در احكام اسلام مشاهده كردند . مسأله‌اى پيش مىآمد ، مىديدند در قرآن حكم اين مسأله بيان نشده است . به سنت ( آن مقدار نقلهايى كه دارند ) مراجعه مىكردند ، مىديدند هيچ حكمى دربارهء آن وجود ندارد . بىحكم حكم هم كه نمىتواند باشد ، چه كار بايد كرد ؟ گفتند « قياس » . قياس يعنى ما بر اساس مشابهت ميان مواردى كه دربارهء آنها حكمى در قرآن يا سنت موجود است و مسأله مورد نظر ، حكم كنيم بگوييم در فلان جا اينطور گفته ، اينجا هم كه بىشباهت به آنجا نيست ، همان حكم را دارد . شايد در آنجا كه پيغمبر ( ص ) فلان دستور را داده به اين مناط و علت و فلسفه بوده ، اين فلسفه در اينجا هم وجود دارد ، پس اينجا هم آنطور مىگوييم . بر اساس « شايد » است . بعلاوه آنجا كه سنت نارسا بود ، يكى و دو تا نبود . دنياى اسلام مخصوصا در زمان عباسيان توسعه پيدا كرد و كشورهاى مختلف فتح شد و احتياجات ، مرتب مسأله مىآفريد . نگاه مىكردند به كتاب و سنت ، مىديدند حكم اين مسائل وجود ندارد . مرتب قياس مىكردند . دو فرقه شدند ، يك فرقه منكر قياس شدند نظير احمد بن حنبل و مالك ابن انس ( كه مىگويند در تمام عمرش فقط در دو مسأله قياس كرد ) ، فرقهء ديگر جلوس قياس را باز گذاشتند رفت تا آسمان هفتم ، مثل ابو حنيفه . ابو حنيفه مىگفت اين سنتهايى كه از پيغمبر رسيده اصلا قابل اعتماد نيست كه واقعا پيغمبر گفته باشد . مىگويند گفته است فقط پانزده حديث بر من ثابت است كه پيغمبر فرموده ، بقيه ثابت نيست . در بقيه قياس مىكرد . شافعى موضعى بينابين داشت ، در بعضى موارد به احاديث اعتماد مىكرد و در بعضى ديگر قياس مىنمود . يك فقه شلم شورباى عجيبى به وجود آمد . مىگويند ابو حنيفه چون اصلا ايرانى بود و ذهن ايرانيها بيشتر به مسائل عقلى توجه دارد و نيز در عراق سكونت داشت و از اهل حديث كه مركزشان مدينه بود دور
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 863 | مرتضى مطهرى