تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
اين فروعى كه برايش پيدا شده است پيدا شود و بگوييم حالا كه فقط مسألهء حكومت و اينكه چه كسى حاكم باشد مطرح است ، آيا آن كسى كه مىخواهد حاكم باشد حتما بايد از همه افضل باشد ، يا نه ، ممكن است كسى كه حاكم مىشود افضل نسبى باشد نه افضل واقعى ، يعنى از نظر سياستمدارى و ادارهء امور اليق از ديگران باشد و لو اينكه از جنبه‌هاى ديگر خيلى پست‌تر است ، مدير و سياستمدار خوبى باشد و خائن نباشد ؟ آيا معصوم هم باشد يا نه ؟ چه لزومى دارد ؟ ! نماز شب خوان هم باشد يا نه ؟ چه لزومى دارد ؟ ! مسائل فقهى را هم بداند يا نه ؟ چه لزومى دارد كه بداند ؟ ! در اين مسائل رجوع مىكند به ديگران . يك افضليّت نسبى كافى است . اين ، تابع اين است كه ما اين مسأله را فقط در سطح حكومت ، و كوچك گرفتيم . و اين ، اشتباه بسيار بزرگى است كه احيانا قدما ( بعضى از متكلّمين ) هم گاهى چنين اشتباهى را مرتكب مىشدند . امروز اين اشتباه خيلى تكرار مىشود ، تا مىگويند امامت ، متوجه مسألهء حكومت مىشوند در حالى كه مسألهء حكومت از فروع و يكى از شاخه‌هاى خيلى كوچك مسأله امامت است و اين دو را نبايد با يكديگر مخلوط كرد . پس مسألهء امامت چيست ؟

امام ، جانشين پيغمبر است در بيان دين

در مورد مسألهء امامت ، آنچه كه در درجهء اول اهميت است مسألهء جانشينى پيغمبر است در توضيح و تبيين و بيان دين منهاى وحى . البته بدون شك كسى كه به او وحى مىشد ، پيغمبر اكرم بود و بس و با رفتن ايشان مسألهء وحى و رسالت به كلى قطع شد . مسألهء امامت اين است كه آيا با رفتن پيغمبر ، بيان آن تعليمات آسمانى - كه ديگر در آنها اجتهاد و رأى شخصى وجود ندارد - در يك فرد متمركز بود به طورى كه مانند پيغمبر ( ص ) مردم هر چه از او در مسائل دينى سؤال مىكردند مىدانستند كه پاسخ وى مرّ حق و حقيقت است و رأى و فكر شخصى نيست كه ممكن است اشتباه كرده باشد و روز بعد آن را تصحيح كند ؟ ما دربارهء پيغمبر اين سخن را نمىگوييم و نمىتوانيم بگوييم كه به نظر ما فلان پاسخ پيغمبر اشتباه است و او در اينجا عمدا تحت تأثير هواهاى نفسانى خود قرار گرفته است ، زيرا اين حرف مخالف با قبول نبوت است . اگر جمله‌اى به دلايل قطعى ثابت شده باشد كه از پيغمبر اكرم است ، هرگز نمىگوييم كه پيغمبر فرمود اما اشتباه كرد ، غفلت كرد . در مورد يك مرجع تقليد
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 858 | مرتضى مطهرى