تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
خواجه نصير آمده و شرح ديگرى كرده و تمام ايرادهاى فخر رازى را جواب داده است . فخر رازى خودش شهرت فوق العاده‌اى دارد و خواجه نصير هم شهرت خيلى زيادترى . بعد از صد سال - و شايد كمتر - مردى به نام قطب الدين رازى ( كه واقعا هم مرد عالمى است ) كتابى نوشت به نام « محاكمات » ، يعنى ميان فخر رازى و خواجه نصير الدين محاكمه كرده است . اين كتاب را نوشته و زحمت هم كشيده است . كتاب خوبى هم هست و حد اقل از حرفهاى فخر رازى اگر بالاتر نباشد كمتر نيست ، در سطح حرفهاى ديگران است . كتاب را نوشت - كه الآن مورد استفاده است - و با زحمت زيادى پيش پادشاه وقت برد . گفت : چه نوشته‌اى ؟ گفت : محاكمات . گفت : محاكمه ميان كى ؟ گفت : فخر رازى و خواجه نصير الدين طوسى . لا بد آن وقت قطب الدين رازى شكل طلبه‌اى بوده . گفت : تو كى هستى كه بخواهى ميان دو بزرگوار محاكمه كنى ؟ ! چوب بياوريد ! پاداشى كه به بيچاره دادند اين بود كه يك چوب حسابى به او زدند ! مهندس بازرگان : آقاى مهندس . . . توضيح دادند كه خيلى بجا بود و حالا در تكميل همان توضيح ، براى رفع اين ابهام يا استعجاب عرايضى مىكنم و بعد نكتهء ديگرى را اضافه مىكنم . اينكه عرض شده بود مسألهء پيشرفت و رشدى كه يك فرد از زمان ولادت تا مثلا سن چهل سالگى و پنجاه سالگى پيدا مىكند و من جميع جهات ، هم تشكيلات بدنى و هم زور و قوّتش و هم ساير استعدادهايش به طور محسوس در حال رشد و تكامل است ، اين را بنده تكامل حساب نكرده بودم و بر عكس ، آن تكامل نوعى را مؤيد آن مطلب كه حتما يك دست خارجى يا يك عنصر سومى ضرورت دارد قرار داده بودم . اين باعث تعجب و اشكال شده بود . البته هيچ قابل انكار نيست كه يك فرد سىساله يا چهل‌ساله از هيچ بابت نباشد ، از حيث زور بازو و از حيث وزنى كه مىتواند بلند كند يا كارى كه مىتواند انجام دهد ، قابل مقايسه با يك بچهء يك‌ساله و دوساله نيست و چون انرژى مؤثر در جهت عكس تغيير مىكند ، يعنى هر قدر آنتروپى بالا مىرود انرژى مؤثر كم مىشود ، بنابراين به نظر مىآيد كه انرژى مؤثر يك آدم سىساله خيلى بيشتر از انرژى مؤثر يك بچهء شش‌ماهه باشد . اما اگر واحد انرژى مؤثر ( يعنى كل زورى كه مثلا يك فرد چهل‌ساله دارد تقسيم بر وزنش ) را مقايسه كنيم با زورى كه يك بچهء نه‌ساله دارد تقسيم بر وزنش ، البته اين تا حدودى مطلب را روشن مىكند ، ولى اساسا نكته در جاى ديگر است ، همين كه فرمودند مثلا يك تك سلول تبديل مىشود به دو سلول ، دو سلول به چهار سلول و مثلا در عرض نه