تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
كاندانسور يا آن چيزى است كه روى بام گذاشته‌اند و به وسيلهء آب خنك مىشود ( يعنى آن آب گرم مىشود ) يا مثل اين كولرهاى گازى است ، كاندانسور هوايى است كه باز فضا گرم مىشود . خلاصه يك يخچال و يك ماشين مبرّد ، عملى كه انجام مىدهد اين است كه مرتب حرارت از يك جسم سرد گرفته مىشود يا به اصطلاح كارنو از يك منبع سرد گرفته مىشود و در يك منبع گرم ريخته مىشود . اين يك عمل خلاف عادى است . شرودينگر مىگويد در اينجا اگر ما موفق مىشويم كه يخ درست كنيم براى اين است كه از خارج يك انرژى مىآيد . حالا آن انرژى خارج همان موتور برق يخچال است يا در يخچالهاى نفتى همان نفتى است كه سوخته مىشود ، يعنى انرژى حرارتى يا انرژى الكتريكى مىآيد و اين عمل انجام مىگيرد . اما مسأله اينجا تمام نمىشود . يخچال اگر مىتواند اين كار را بر خلاف آنتروپى بكند ، خود به خود نيست . اگر فرض كنيد يك توربين هفتصد و پنجاه هزار كيلوواتى را هم بياورند در اين اتاق به كار بيندازند و تمام نيروهاى انرژى زمين و تمام سانترالهاى برق كار كنند ، به اندازهء يك انگشتانه هم نمىتواند يخ درست كند . صرف اينكه انرژى به يك جايى القاء شود ، اين عمل خلاف آنتروپى نيست بلكه بر عكس ، مرتب انرژى هدر مىرود و مرتب آنتروپى بالا مىرود ، مرتب برقها مىآيد به صورت حرارت ، صدا ، نور و به صورتهاى مختلف پخش مىشود و از بين مىرود . چه شده كه اين عمل صورت گرفته است ؟ آن مغز مخترع اين ماشين يخ‌سازى و دست كارگرى كه آن را ساخته ، طورى آن را ترتيب داده تا اينكه - البته با خرج كردن يك مقدار انرژى خارجى - يك عمل ضد آنتروپى درست شود . آن اصل كروزيوس كه هيچ وقت حرارت به خودى خود از جسم سرد به جسم گرم نمىرود ( يعنى هيچ وقت به خودى خود آنتروپى تنزل نمىكند ) برقرار است و دو شرط مىخواهد : يكى اينكه از خارج يك انرژى وارد شود و شرط دوم كه مهم است اين است كه تشكيلات و ترتيباتى داده شود كه آن ترتيبات اجازهء اين كار را بدهد . در كرهء زمين هم شرودينگر تذكر مىدهد كه يك اعمال و پديده‌هايى هست كه خلاف آنتروپى است و مع ذلك اصل ترموديناميك باز بهم نمىخورد ، خلاف آنتروپى هست ولى از جاى ديگر انرژى مىآيد و آنتروپى مجموعهء جهان در حال ترقى است . اين درست است ولى يك دست ثالث مىخواهد . دست ثالث همان اراده ، مشيت ، روح يا عنصر سوم است كه مىبايستى در كار باشد . خورشيد كه سهل است ، اگر يك ميليون خورشيد هم اطراف زمين را مىگرفتند و مرتب انرژى مىدادند ، به اندازهء يك ساق گندم هم درست نمىشد ، مادامىكه مشيتى ، اراده‌اى ، دستى خارجى دخالتى نكند . البته اين دخالت ، اساس را بر هم نمىزند . اصل ثبات