تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
از اموات اين طورند - تقاضاى بازگشت مىكند ( 1 ) :
« رَبِّ ارْجِعُونِ ، لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ »
پروردگارا مرا بازگردان ، باشد كه در آنچه كوتاهى كرده‌ام ( يا در مال و ثروتى كه باقى گذاشته‌ام ) كار صالح انجام بدهم . جواب مىدهند :
« كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها »
بس ، حرفى است كه مىزند ، اگر هم بازگردد باز مثل اول خواهد بود . بعد مىفرمايد :
« وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ »
( 2 ) . از وراء آنها يعنى از جلوى آنها . كلمهء « وراء » ، هم به معنى پشت سر گفته مىشود ، هم به معنى پيش رو ، در قرآن به هر دو معنا استعمال شده :
« وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً »
( 3 ) . آن چيزى كه در جلوى انسان باشد ، احاطه بر انسان داشته باشد ، مىگويند وراء انسان است . در اين آيه كلمهء « وراء » به معناى جلو اطلاق مىشود و خبر هم قرينه است :
« إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ »
. كلمهء « برزخ » را به اين معنا براى اولين‌بار خود قرآن استعمال كرده و بعد در نهج البلاغه هم آمده است ، در اخبار و احاديث هم زياد آمده ، در كلمات علماء هم زياد آمده . قبلا در لغت كلمهء « برزخ » به اين معنا نبوده ، كلمهء « برزخ » در لغت به چيزى گفته مىشود كه حائل ميان چيزى و چيز ديگر باشد . مثلا اگر ما دو اتاق داشته باشيم ، يك اتاق آن طرف ديوار و يك اتاق اين طرف ديوار كه اين سالن حائلى باشد ميان اين اتاق و آن اتاق ، مىگويند برزخ ميان اين دو . بنابراين
« وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ »
حكايت مىكند كه از مردن تا قيامت يك حالتى وجود دارد كه آن حالت فاصلهء ميان زندگى اين دنيا و قيامت است ، حائل ميان اين دو است . آيا اين آيه حكايت نمىكند كه انسان بعد از مردن بازهم زنده است ، بازهم مستشعر است ، بازهم آرزو و تقاضا دارد و تا روز قيامت به همين حال هست ؟ آيهء ديگر در سورهء
« إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ »
مىفرمايد :
« فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ، وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ ، وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ ، فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ، تَرْجِعُونَها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ، فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ ، فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ ، وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ ، فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ ، وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ ، فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ ، وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ »
( 4 ) .
هامش
( 1 ) . اين معلوم است مرده ، كه مىگويند « بازگشت » . ( 2 ) . مؤمنون / 99 و 100 . ( 3 ) . كهف / 79 : [ و در پيش روى آنان پادشاهى بود كه كشتيها را به غصب مىگرفت ] . ( 4 ) . واقعه / 83 - 94 .