قيامت قائل است . يكى از اين اشخاص مؤمن آل ياسين است كه داستانش در سورهء ياسين آمده است . قرآن نقل مىكند كه دو رسول به قريهاى فرستاده شد و بعد [ خدا ] سومى را در تأييد آنها فرستاد ( 1 ) . در اين ميان مردى پيدا مىشود مؤمن كه به آنها ايمان مىآورد و رسالتشان را تبليغ مىكند .
چون [ سرگذشت اين مؤمن ] در سورهء ياسين ذكر شده اسم او مؤمن آل ياسين شده است . قرآن نمىگويد مؤمن آل ياسين ، مىگويد :
« رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ »
. دربارهء مؤمن آل فرعون مىگويد : « مؤمن آل فرعون » . به قياس آن ، اين را هم گفتهاند مؤمن آل ياسين ، و الّا در قرآن كلمهء مؤمن آل ياسين نداريم .
« وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ »
( 2 ) . تا آنجا مىرسد كه او مىميرد . البته قرآن نه اسم موت مىآورد و نه اسم قتل ولى تفاسير مىگويند به چه وضعى او را كشتند ، كه به هر حال در بحث ما دخالت ندارد . قرآن مىگويد :
« قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ »
به او گفته شد وارد بهشت شو !
« قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ »
( 3 ) آن وقتى كه خودش را در مقابل آن سعادتها ديد ، گفت : اى كاش اين قوم من مىدانستند كه من الآن در چه وضعى هستم كه خدا چگونه از گناهان گذشتهء من درگذشت و چگونه مرا مكرم و مورد احترام ساخت .
اين آيه اين طور حكايت مىكند كه اين [ شخص مؤمن ] مرد ، بعد از مردن او را داخل در يك نوع بهشت كردند ( 4 ) ، او در آن دنيا به فكر مردم اين دنيا بود ، مىگفت اى كاش اين را مىدانستند . هنوز قيامتى نيست ، اين قضيه مربوط به قبل از قيامت است .
برزخ
آيات ديگرى كه در اينجا هست ، يكى آن آيهء سورهء
« قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ »
است كه نقل مىكند ميّت بعد از آنكه مىميرد و وضع خودش را وخيم مىبيند - البته لا بد بعضى
هامش
( 1 ) . قرآن فقط مىگويد « قريه » ، مىگويند شهر انطاكيه بوده ، رسولان از فلسطين مىروند انطاكيه . انطاكيه جزء روم قديم بوده است و حالا جزء تركيه است .
( 2 ) . يس / 20 .
( 3 ) . يس / 26 و 27 .
( 4 ) . بهشتها هست : بهشت عالم برزخ و غير عالم برزخ . اگر [ حيات پس از مرگ ] را از قرآن استفاده كردهايم ، اين مطلب را هم استفاده مىكنيم .