معجزه ( 2 )
بحث ما دربارهء معجزه بود كه قرآن كريم براى انبياء آيات و بيّناتى را ذكر كرده است كه در اصطلاح ما « معجزه » ناميده مىشود . عرض كرديم در باب معجزه به طور كلى سه جور تفسير هست : يك نوع تفسير ، به اصطلاح تفسير روشنفكرانهاى است كه بعضى در عصر اخير خواستهاند بكنند و خواستهاند كه آنچه را كه به صورت امور غير عادى و معجزات در قرآن نقل شده است تأويل و توجيه كنند به طورى كه صورت عادى به خودش بگيرد . و عرض كرديم كه اين ، توجيه قانع كنندهاى نيست و مساوى با انكار آن چيزى است كه در قرآن كريم آمده است . اگر بناست كه انسان ايمان داشته باشد و گفتههاى قرآن را تصديق كند ، نمىتواند خودش را با اين جور توجيهها قانع و راضى كند .
گفتيم كه دو نظريه ديگر در باب معجزه وجود دارد كه اين هر دو نظر در جهان اسلام سابقه دارد و ما روى اين دو نظر بحث مىكنيم و اگر نظر ديگرى هم باشد و آقايان به نظرشان چيزى رسيد بفرمايند كه روى آن بحث كنيم .