تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
منطقى ، فلسفى - مىبينيم كه آن را به صورت يك امر ضرورى و قطعى و غير قابل تخلف ادراك مىكنيم ، خيال مىكنيم علم ، ديگر علم است ، چه فرق است ميان رياضيات و طبيعيات ؟ چطور شد يك قانون رياضى ، قطعى و لا يتغير هست ، قانون طبيعى نيست ؟ قانون ديگر قانون است ، قانون علم قانون علم است . نه ، اين جور نيست . در قوانين طبيعى اصلا ضرورتش را از اول ما كشف نكرده‌ايم كه در مقابل ضرورت آن گير باشيم بعد بگوييم نقض اين قانون چطور مىشود ؟ چطور ندارد ، اشكالى نيست . اگر ما مقدمات قضيه را قبول كرديم اين اشكال نيست . اگر واقعا قبول كرديم خدايى در عالم هست ، آن وقت مىگوييم پيغمبرى كه مدعى وحى است يك كارى مىكند بر خلاف سنت معمولى عالم ، خدا هم اين كار را بر خلاف اين سنت معمول مىكند به عنوان يك علامت . وقتى كه مىخواهد يك علامتى به ما نشان بدهد كه اين كسى كه ادعا مىكند كه من پيغمبر هستم از ناحيهء من است ، خدا كه آن سنت و قانون را آنطور وضع كرده است يك‌دفعه در يك جا مىآيد تغيير مىدهد . البته اين مطلب يك ريشهء به اصطلاح فلسفى يا نيمه فلسفى هم در دنياى اروپا داشته است ولى نه اينكه در باب معجزات بحث مىكرده‌اند . در باب مسائل فلسفى كه بحث مىكرده‌اند ، وقتى كه علوم و فلسفه‌ها از جنبه‌هاى تعقلى خودش گريزان شد و آمد بر پايه علوم قرار بگيرد و خواستند كه جز آنچه كه علم گفته است ، به صورت فلسفه نپذيرند ، بسيارى از مسائل را از روى فهميدگى - واقعا هم همين طور بايد گفت - طرد كردند و گفتند اگر بناست ما فقط علم را بپذيريم و چيزى كه غير از علم باشد نپذيريم خيلى از مسائلى كه تاكنون پذيرفته‌ايم نبايد بپذيريم ، از جمله قانون علّيت است . قانون علّيت اين است كه ما حادثه‌اى را ناشى از حادثهء ديگر مىدانيم ، معلول آن مىدانيم ، يعنى اصلا وجود اين را از آن مىدانيم . مىگويند اين را علم كه بر پايهء حس است به ما ارائه نمىدهد ، علم فقط دو پديده را يا مقارن يكديگر و يا متوالى يكديگر به ما ارائه مىدهد . علم نشورا - يعنى اينكه اين وجود از آن وجود متولد شده است ، از آن پيدا شده است - ديگر نمىتواند به ما نشان بدهد ، اين يك فرض فلسفى بوده كه ما قديم مىكرديم . پس اصلا ما قانون علّيت را نمىپذيريم تا چه رسد به اينكه قانون ضرورت علت و معلول را بپذيريم كه بگوييم علت خاص معلول خاص را ايجاد مىكند ليس الّا ، و معلول خاص فقط از علت خاص به وجود مىآيد و غير از اين نيست . از نظر علم اينها پذيرفته نيست . پس اگر ما از نظر علم بخواهيم نگاه كنيم جز