تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩

توضيح نظر اشاعره

يك نظر نظرى است كه گروهى از متكلمين اسلامى به نام « اشاعره » داشته‌اند و آن اين است كه اصلًا ما چه دليلى داريم و چرا بايد معجزات را حتى مستبعد بشماريم ؟ و اين را اگر بخواهيم به بيانى كه كمى امروزىتر باشد در بياوريم - كه عرض كرديم آقاى شريعتى خودمان هم در مقالهء « وحى و نبوت » تقريباً همين راه را رفته‌اند - اين است كه ما چرا قوانين طبيعت را آن مقدار ضرورى و قطعى و غير قابل نفوذ بدانيم كه بعد دچار اين اشكال بشويم و بگوييم كه معجزه يك امرى است بر خلاف قانون طبيعت و قانون طبيعت نقض‌ناپذير است ، كه من خودم به اين بيان در جلسهء پيش از طرف آنها عرض كردم كه فرق است ميان قوانين رياضى يا منطقى يا فلسفى و قوانين علمى و طبيعى . قوانين رياضى يا منطقى يا فلسفى قوانينى است كه ذهن ضرورت و حتميت آنها را كشف مىكند . مثلا اگر ما در منطق گفتيم كه اگر عامى داريم و خاصى ، نقيض عام ، خاص خواهد شد و نقيض خاص عام ، اين يك امرى است كه ذهن ضرورت آن را كشف مىكند ، اصلا مىفهمد كه غير از اين نمىشود باشد . يا اگر شما در حساب گفتيد حاصل ضرب اين عدد در آن عدد مساوى است با فلان عدد ، ذهن ضرورت اين را كشف مىكند ، مىفهمد كه اين خلافش محال است ، نمىتواند يك عدد بالاتر يا يك عدد پايين‌تر باشد . اما قوانين طبيعى . ما مثلا مىگوييم كه فلزات در اثر حرارت انبساط پيدا مىكنند . ذهن ما ضرورت اين را كه فلز حتما بايد در اثر حرارت انبساط پيدا كند كشف نمىكند زيرا علوم طبيعى - يعنى هر چه كه انسان دربارهء طبيعت كشف كرده است - پايه‌اش تجربيات و محسوسات بشر است و حس و تجربه بشر جز يك سلسله محسوسات متوالى را به انسان ارائه نمىدهد ، يعنى مثلا ما پديدهء الف را هميشه مىبينيم كه به دنبال آن پديدهء ب هست . ذهن ما فقط همين را ادراك مىكند ، مىگويد تا آنجا كه من ديده‌ام و تا آنجا كه من تجربه كرده‌ام ، هميشه هرگاه حادثهء الف رخ بدهد به دنبال آن حادثهء ب رخ مىدهد و اگر حادثهء الف رخ ندهد حادثهء ب هم رخ نمىدهد . اصلا بيش از اين ذهن من حكمى ندارد ، و اين يك مقايسهء غلط و يك اشتباهى است كه ما آنچه را كه در باب مسائل عقلى - يعنى مسائل مثلا رياضى ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 449 | مرتضى مطهرى