تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠

توحيد و تكامل ( 2 )

بحث ما دربارهء نظرياتى بود كه در موضوع « تبدّل انواع » گفته شده است از نظر ارتباط اين مسأله با مسألهء توحيد و خداشناسى ، يعنى از نظر اينكه ببينيم آيا اين نظريه بايد يك نظريهء الحادى و ضد توحيدى تلقى شود و با اعتقاد به خداشناسى سازگار نيست يا - لا اقل - دلايل خداشناسى را تضعيف مىكند ؟ و يا بر عكس ، دلايل خداشناسى را تقويت مىكند ؟ و يا آنكه نظريهء « تبدّل انواع » و « ثبات انواع » هيچ تأثيرى در دلايل خداشناسى ندارد ؟ يعنى از نظر اعتقاد به خدا و دلايلى كه ما را به وجود خدا هدايت و رهبرى مىكند ، هيچ فرقى نيست بين اين كه ما قائل باشيم انواع عالم ثابت‌اند و اين كه قائل باشيم انواع عالم متبدّل‌اند ؟ ما عرض كرديم كه از دو جهت بايد اين مطلب را بررسى كنيم . يكى از نظر نقص مسألهء خداشناسى ، چون مسألهء خداشناسى در عين اينكه يك مسألهء دينى و مذهبى است ، يك مسألهء علمى و فلسفى و عقلى هم هست . مخصوصا در دين اسلام هر كسى بايد به توحيد ( كه اصل اصول دين است ) به عنوان يك مسألهء تحقيقى معتقد باشد نه به عنوان يك مسألهء تقليدى . موضوع ديگر اين است كه قطع نظر از اينكه نظريهء « تبدّل انواع » به مسألهء توحيد و علم الهى چه ارتباطى دارد ، آيا با آنچه كه در كتب آسمانى آمده است ، سازگار است يا سازگار نيست ؟ فعلا بحث ما در موضوع اول است .