تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
شرايط محيطى لاغر و چابك شده‌اند ، برخى بر اثر تابش زياد آفتاب پوستشان سياه شده و . . . پس به طور صد در صد فرضيهء مذكور را نمىشود پذيرفت . استاد : جناب عالى نسبت به عرايض بنده چيز مخالفى نفرموديد ، تأييد كرديد . البته تا سخن امروز كه ما حرف لامارك را نقل كرديم ، بيان جناب عالى درست است ، يعنى حد اكثر همين مقدار است نه بيشتر . اما خوب ، در نظريهء داروين يك دلايل ديگرى پيدا مىشود كه از راه مثلا تشريحهاى مقايسه‌اى آمده‌اند رابطهء نسلى موجودات را ثابت كرده‌اند . آن مسأله را هنوز ما طرح نكرده‌ايم ، بعد روى آن بحث مىكنيم ، ولى البته در حدود حرفهاى لامارك ايراد جناب عالى وارد است . - مطلبى فرموديد كه اگر عضوى مورد احتياج نبود چرا حذف مىشود ؟ از نظر زيست‌شناسى ، همانطور كه هر عضوى كه فعاليتش زياد شد ، تغذيه‌اش به وسيلهء عروق و دستگاه تغذيه زياد مىشود ، به همين ترتيب اگر فعاليتش كم شود ، تغذيهء آن هم كم مىشود و ممكن است اين سير تا جايى ادامه پيدا كند كه ديگر آن عضو از كار بيفتد ، و اين از نظر زيست‌شناسى توجيه علمى دارد . استاد : صحبت در اين نيست كه جريان عملى به اين صورت است ، صحبت در اين است كه چرا اين طور مىشود ؟ چرا وقتى بدن غذا را روى قاعدهء عادىاش به آن عضو مىرساند ، تدريجا جيرهء غذايىاش را كم مىكند ؟ من در چراى اين ، حرف دارم . حتى در قوام روحى انسان هم همين طور است ، مثلا وقتى انسان از حافظه‌اش استفاده نكند ضعيف مىشود ولى اگر به طور صحيحى از آن استفاده كند تقويت مىشود ، ولى من در چراى آن ، حرف دارم و مىخواهم ببينم چراى آن قابل توجيه است يا نه ؟