تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
آنهايى كه اين نظريات را ناسازگار با مسألهء خداشناسى دانسته‌اند ، از چه نظر ناسازگار دانسته‌اند ؟ چه چيزى در اين نظريات وجود دارد كه مىتوان فرض كرد كه اين مسائل با خداشناسى ناسازگار است ؟ همان طورى كه موجى در دنياى اروپا به وجود آمد و اين نظريه را يك نظريهء الحادى و كفرآميز تلقى كردند ، چرا ؟ در اين نظريه خصوصياتى وجود دارد و ما بايد ببينيم كداميك از اينهاست كه [ با خداشناسى ] منافات دارد . پايهء اول كه اساس اين نظريه است ، اعتقاد به قابليت تغيير جاندارهاست كه اين قابليت تغيير در جاندارها هست كه انواعشان متغير بشود . آيا رابطه‌اى هست ميان مسألهء قابليت و عدم قابليت تغيير از يك طرف ، و مسألهء اعتقاد به وجود خدا ( يعنى ملازمه‌اى هست بين اعتقاد به وجود خدا و عدم قابليت تغيير جاندارها ) ؟ نه ، اصلا هيچ رابطه‌اى وجود ندارد بين اين كه كسى به وجود خدا معتقد باشد و اين كه قائل باشد كه انواع قابليت تغيير ندارند . حال عوامل تغيير را بررسى كنيم . ممكن است كسى اين طور فكر كند - البته يك فكر عوامانه‌اى است و فكر علمى نيست - كه لازمهء اعتقاد به وجود خدا اين است كه انسان خدا را مؤثر مطلق بشناسد ، نه به اين معنا كه او را مسبّب و به جريان‌اندازندهء همهء اسباب بداند ، بلكه هيچ علتى را مؤثر در عالم نشناسد ، اگر مىگويند فلان بيمارى شخصى را عليل كرد ، بگويد نه ، بيمارى يا ميكروب نمىتواند اثر داشته باشد ، اگر مىگويند فلان دارو در بهبود بيمار اثر بخشيد ، بگويد نه ، نبايد چنين حرفى زد ، اصلا چيزى در دنيا مؤثر نيست ، و چون در اين نظريه ( تبدّل انواع ) يك سلسله عوامل براى تغيير موجودات معرفى شده است ، پس اين نظريه يك نظريهء الحادى است . معلوم است كه اين حرف ، يك حرف خيلى مهملى است و اصلا قابل بحث و طرح نيست كه كسى بگويد لازمهء خداشناسى اين است كه هيچ چيز از آن چيزهايى كه خدا آفريده است اساسا اثرى ندارد يا مثلا كسى معتقد باشد كه اساسا نظامى براى خلقت نبايد قائل شد و لازمهء اينكه اشياء مخلوق باشند اين است كه دفعتا آفريده شده باشند ، اگر اشياء دفعتا و آنا آفريده شده باشند مخلوق هستند اما اگر تدريجا به وجود بيايند معلوم مىشود مخلوق نيستند . اين هم به نظر مىرسد كه نظريهء بسيار مضحكى است ، يعنى تا حالا كه همهء خداشناس‌هاى دنيا معتقد بوده‌اند كه همه چيز مخلوق خداست ، پس انسانها را مخلوق خدا نمىدانسته‌اند ؟ از باب اينكه وقتى اين انسانها ، حيوانها ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 241 | مرتضى مطهرى