خلقت و پيدايش اشياء گفته شده است درست باشد ( چه ، كسى قائل به ثبات انواع باشد چه تبدّل انواع ، ولى حالا ثبات انواع طرفدار ندارد ) ، اگر كسى قائل شد كه همين قوانين محسوس مشهود طبيعت بدون آنكه دخالت يك شعورى ، يك ارادهاى ، يك علمى ، يك حكمتى لزوم داشته باشد ، كافى است براى اينكه اين نظام حكيمانه را به وجود بياورد ، يكى از دلايل خداشناسى ، بلكه از نظر عموميت عمدهترين دليل خداشناسى مخدوش و تضعيف مىشود . آن وقت به ما اين طور مىتوانند بگويند كه شما هميشه از راه مخلوقات و نظمى كه در ساختمان آنها هست ، بر وجود خدا استدلال مىكنيد و مىگوييد اين نظم و اين نظام به اصطلاح غايى خود به خود به وجود نمىآيد ، پس حسابى و حسابگرى هم در كار است ، اگر كسى گفت ما بر اساس دلايل علمى ثابت مىكنيم كه همين قوانين غير شاعر و طبيعى كافى است براى به وجود آوردن اين نظم ، پس دليل شما از ميان مىرود . اگر اين طور باشد ، اين [ نظر ] با نظر الهيون تماس پيدا مىكند . حالا ما بايد ببينيم كه آيا نظريات داروين ، دليل الهيون را در باب نظام عالم تضعيف مىكند يا تضعيف نمىكند و بر خوردش با دليل الهيون در كجاست ؟
همين طورى كه نوشتهاند ( 1 ) اساس فكر داروين در تبدّل انواع « انتخاب طبيعى » است ، بر خلاف لامارك كه اساس فكرش در تبدّل انواع مسألهء « تأثير محيط » و بعد پيدايش عادات متناسب با محيط بود ، مىگفت محيطهاى مختلف احتياجات مختلفى براى موجود زنده به وجود مىآورد و اين احتياجات ، عادات و فعاليتهاى جديدى را در موجود زنده ايجاد مىكند ، عادات و فعاليتهاى جديد كم كم منشأ آن مىشود كه تغييرات و اعضاى نوى در بدن موجود زنده به وجود بيايد . ما راجع به آن بحث كرديم .
بحث ما راجع به اين نبود كه آيا محيط اثر دارد يا اثر ندارد ، به نظر ما قطعا اثر دارد و كسى از اين جهت نمىتواند ايراد بگيرد . آيا استعمال و عدم استعمال عضو در رشد يا تضعيف عضو مىتواند مؤثر باشد يا نه ؟ قطعا مىتواند مؤثر باشد ، ولى آنجا عرض كرديم صحبت در اين است كه آيا همينها كافى است براى به وجود آمدن اين نظامات و تشكيلات يا كافى نيست ؟ گفتيم كافى نيست . خود لامارك هم از كسانى است كه در
هامش
( 1 ) . من ، هم كتاب بنياد انواع داروين را با ترجمهاى كه شده دارم و هم كتاب آقاى دكتر محمود بهزاد ( چاپ پنجم با اصلاحات و اضافات ) را كه در اين كار تخصص دارد و چندين كتاب در اين زمينه نوشته است . عبارتهاى اين كتاب واضحتر و روشنتر است و قسمتهاى زيادى از متن كتاب بنياد انواع را هم نقل كرده است . البته كتابهاى ديگرى هم در اين زمينه داشتم ولى اين كتاب را انتخاب كردم .