تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
اسمش را « انسانيت » مىگذاريم .
« هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ »
( 1 ) قرآن به صورت سؤال مىگويد : آيا پاداش نيكى كردن جز نيكى كردن چيز ديگرى است ؟ يعنى هر كسى به فطرت خودش مىفهمد پاداش نيكى نيكى است . فرض كنيد در يك مسافرتى ، در يك بيابانى ، يك جايى گرفتار شديد ، فوق العاده گرفتارى شديدى پيدا كرديد . يك كسى اتفاقا آنجا پيدا شد و چون ديد شما اين گرفتاريها را داريد ، آمد و انسانيت كرد و به شما كمك كرد . اگر ماشينتان خراب شده بود ، كمك كرد و ماشين شما را درست كرد ، اگر پول شما را دزد زده بود ، آنجا به شما پول داد ، يك مقدارى هم كمكهاى ديگر كرد . در يك كشور غريبى اين كمكها را كرد و رفت . احتمال اين هم كه شما يك بار ديگر او را ببينيد آن هم در كشور خودتان ، در صد احتمال يكى بيشتر نيست ، كه نمىشود گفت او به اين خاطر اين كار را كرده كه يك روزى بيايد از شما پاداش بگيرد . صد در صد يقين داريد كه او فقط به خاطر اينكه به شما نيكى كند اين كار را كرده است . تصادفا شما اين آدم را پنج سال ديگر در كشور خودتان ديديد . اتفاقا اين آدم هم در يك جايى يك گرفتارىاى پيدا كرده ، شما هم اطلاع پيدا كرديد كه يك گرفتاريهايى دارد . آيا وجدان شما در اينجا قضاوتى دارد يا ندارد ؟ مسلما يك چنين قضاوتى دارد كه اين آدم در يك چنان شرايطى به من نيكى كرده است و الآن او در شرايطى قرار گرفته است كه من در آن شرايط بودم و من فعلا در شرايطى هستم كه او در اين شرايط بود يعنى امكانات دارم ، پس بايد به او نيكى كنم . اين را مىگوييم قضاوت وجدانى ، يعنى مىگوييم وجدان بشر حكم مىكند ، دليل ديگرى ندارد غير از اينكه وجدان حكم مىكند . ممكن است كسى منكر باشد ولى شما ببينيد مىشود انكار كرد ؟ هر چيزى كه دليلش فقط اين است كه مىگوييم وجدان بشر حكم مىكند ، انسانيت اين جور حكم مىكند ، معنايش اين است كه در وجود من يك چنين قضاوتى وجود دارد .
« وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها ، فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها »
( 2 ) قسم به نفس و تعديل اين نفس و اينكه او را معتدل آفريده است .
« فَأَلْهَمَها »
آفريد نفس را و الهام كرد به او ، القاء كرد به او كار زشتش را و
هامش
( 1 ) . رحمن / 60 . ( 2 ) . شمس / 7 و 8 .