تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
ملامت مىبيند . مردى است در زمان معاويه به نام « بسر بن ارطاة » كه مرد بسيار جانىاى بود . معاويه او را براى ارعاب رعيتهاى امير المؤمنين فرستاد . گفت به هر جا رسيدى از هيچ كار مضايقه نكن . او هم دستور معاويه را به حد اعلى به كار بست و حتى گاهى اگر بچهء صغير هم گير مىآورد سر مىبريد ، كما اينكه دو بچه از عبيد الله بن عباس را كه حاكم يمن بود ، جلوى مادرشان سر بريد . بعد كم كم همين آدم ديوانه شد . مىگويند خلبان هيروشيما الآن در دار المجانين است . با اينكه چقدر از اين آدم استقبال كردند و مدال دادند ، بعدها خودش به فكر فرو رفت ، ديد كار زشتى كرده است . ديگر هر كارى كردند نتوانستند وجدان اين آدم را راضى كنند . اين ، الهامات اخلاقى است . دو سه نوع هدايت ديگر هم در انسان داريم كه جلسهء آينده مىگويم . يكى مسألهء هدايت حدس براى علماست . اين يك مطلبى است كه آيا به علما ( علما كه مىگويم مقصودم تنها علماى مذهبى نيست ، مقصودم مبتكرين و مكتشفين و مخترعين نيز هست ) الهام مىشود ، وحى مىشود يا نه ؟ آيا پيشرفت علم معلول دو عامل است : يكى عامل تجربه و آزمايش و ديگرى تفكر عادى منطقى ، تفكر رياضى ، صغرى و كبرى چيدن و نتيجه به دست آوردن ، يا علم مولود الهام هم هست ؟ در اينجا من نظريهء قديم و جديد را عرض خواهم كرد كه بو على چه گفته است ، غزالى چه گفته است ، و در اين زمانهاى اخير خودمان علما در اين زمينه چه گفته‌اند ، كه اين نوع ديگرى از الهام و هدايت در بشر است .