تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
برگشتند به آن رودخانه‌هاى اولى . مثل اينكه اصلا براى اينها مقرّر و مقدّر شده است كه در يك جاى معين زندگى كنند . اين با ياد دادن نسل گذشته اصلا قابل توجيه نيست ، جز اينكه بگوييم يك نقشه‌اى ، يك طرحى ، يك راهنمايىاى [ در كار است ] ، چون هيچ كس قبول نكرده كه ساختمان مغزى و عصبى هيچ حيوانى براى يك چنين چيزهايى كافى است ، و الّا تكامل‌يافته‌ترين مغزها مغز انسان است و بايد مغز انسان هم چيزى را كه به آن ياد ندهند ياد بگيرد ، چيزى را كه به آن ياد ندهند كه ياد نمىگيرد . مغز فقط آمادگى دارد براى اينكه اگر چيزى به آن تعليم كنند ياد بگيرد ، اما اگر تعليم نكردند كه ياد نمىگيرد . حالا بگوييد مغز ، بالاخره مغز دارد هدايت مىشود . در حيوانات ، موضوع هدايت آنها در كارهاى خودشان بسيار عجيب و فوق العاده است و كتابها در اين زمينه‌ها نوشته‌اند .

هدايتها و الهامات اخلاقى در انسان

در انسان بحث كنيم . در انسان انواعى از هدايتها وجود دارد كه ما آنها را طبق آنچه كه قرآن كريم فرموده است بيان مىكنيم ، بعد ببينيد اينها با اصول علمى جور در مىآيد يا نه . يكى از هدايتهايى كه قرآن كريم نام مىبرد ، هدايتها و الهامات اخلاقى است . مىدانيم كه اخلاق ، هم به فرد مربوط است و هم به اجتماع . اخلاق يعنى بهترين نوع كارى كه انسان بايد در مقابل افراد ديگر اجتماع انجام دهد و مصلحت اجتماع در اين است و اگر غير از اين باشد ، اجتماع راه كمال را طى نمىكند و اين بهترين راهى است كه انسان براى شخص خودش بايد انتخاب كند تا به سوى كمال پيش برود . اخلاق به اصطلاح « علم دستورى » است ، راجع به آن چيزى است كه انسان بايد انجام دهد ، نه راجع به آن چيزى است كه هست . آيا خوب است ، بايد انسان چنين كند يا نه ؟ در انسان فطرتا ، مستقل از هر تعليم و تربيتى ، يك سلسله دستورهاى اخلاقى اينچنينى وجود دارد كه انسان مىگويد خوب است انسان اين جور عمل كند ، بد است آن جور ديگر عمل كند ، بايد چنين بود ، بايد چنان بود ، همينهايى كه ما
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 134 | مرتضى مطهرى