به وجود آمدهاند . اين اصل تكامل است و اصل تكامل بهترين معرّف اصل هدايت است . من مىگويم آيا آن سلول اول و آن ماشين بسيار منظم ، به يك جا رسيده است كه منشعب شده به دو نوع سلول : سلول نباتى ، سلول حيوانى ؟ كه بعد كارها و احتياجات اينها هم ضد يكديگر در آمدهاند ، به طورى كه اگر سلول نباتى را بخواهند در بدن حيوان قرار بدهند ، حيوان نمىتواند زندگى كند و اگر سلول حيوانى را بخواهند در بدن نبات قرار بدهند ، نبات نمىتواند زندگى كند .
در خلقت هر فردى جداگانه ، فرض كنيد كه آن هستهء اولى كه يك انسان بخواهد به وجود بيايد ، كاملا آن را يك ماشين در نظر بگيريم . اين ماشين بعد به چه شكل در مىآيد ؟ كم كم دونيم مىشود ، هر تكهاش چند تكه مىشود ، كم كم شروع مىكند به عضو ساختن ، به طورى كه هر دسته از سلولهايى كه در يك عضو قرار مىگيرند وضع ساختمان ، كار و احتياجاتشان با سلولهاى ديگر متفاوت مىشود . آيا در اين طرز كارهايى كه جنين در رحم انجام مىدهد ابتكار و انتخاب وجود ندارد ؟ اين فقط يك ماشين است كه روى قوهاى كه از پشت سر به آن فشار مىآورد ، اين كارها را انجام مىدهد ؟ يا يك ماشينى است كه علاوه بر دستگاه خود ماشين ، هدايت و راهيابى آن يك اصل علىحده است ؟ چون مىخواهيم وارد بحث ديگرى بشويم ، فكر نمىكنم احتياج باشد كه از گفتههاى كريسين موريسن بيشتر از اين بخوانم .
من اين جور فكر مىكنم . بازهم چون يك مسألهاى است كه در كتابهاى علمى و فلسفى به اين صورتى كه ما عرض مىكنيم - كه اصل هدايت را از اصل « اتقان صنع » تفكيك كرده باشند - بيان نكردهاند ، مسلّم اين مقدارى كه من عرض مىكنم هنوز خام است اما فكر مىكنم اين مطلب يك مطلب اساسى است ، در جمادات اگر نتوانيم اين مطلب را ثابت كنيم ، در ذى حياتها صد در صد مىتوانيم ثابت كنيم ، و البته قرآن كريم در همهء اشياء مىگويد اصل هدايت وجود دارد :
« وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها »
( 1 ) ولى آن مقدارى كه ما از طريق علمى ( مشهودات و محسوسات خود ) مىتوانيم ثابت كنيم ، در ذىحياتهاست .
هامش
( 1 ) . فصّلت / 12 .