تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠

در موجودات ذى حيات ، ابتكار و انتخاب وجود دارد

كار بر طبق احتياج و متناسب با احتياجات اتفاقى ، قدرت انطباق دادن خود با محيط و با امور خارجى ، تمام اينها نشان مىدهد كه در كار اين موجودات ابتكار و انتخاب وجود دارد . وقتى كه در كارش ابتكار و انتخاب وجود داشته باشد ، پس اين موجود بايد گذشته از آنچه كه ساختمانش ايجاب مىكند ، يك راهنمايى و يك راه بلدى هم ( حقيقت آن هر چه هست ، الآن بر ما مجهول است ) در اين كارهاى انتخابى و اختيارى - كه تقريبا از نوع كارهاى اختيارى انسان است - و كارهاى ابتكارى كه به خرج مىدهد داشته باشد ، يك قدرتى بايد باشد كه آن را بكشاند به اين طرف و لو آن قدرت از نوع يك شور باشد ، مثل اينكه ما « شور » مىگوييم ، « عشق » مىگوييم ( كه اينها حقيقتش براى بشر مجهول است ) ، « اراده » مىگوييم ، « تسخير » مىگوييم ، « تسخير ما وراء » مىگوييم ، هر چه مىگوييم ، بالاخره يك چيزى بايد باشد كه آن موجود را به آن سو بكشاند . در اين كتاب كوچكى كه كريسين موريسن آمريكايى به نام راز آفرينش انسان نوشته و به فارسى هم ترجمه شده است ، اتفاقا ديشب قسمتهاى زيادى را كه دربارهء حيات بحث مىكند مطالعه كردم ، ديدم قسمتهايى را راجع به همين موضوع بحث مىكند كه ماده ابتكار ندارد ولى حيات ابتكار دارد . من الآن قسمتى از آن را براى شما مىخوانم ، چون براى اين مسأله خيلى اهميت قائل هستم . مىگويد : « ماده جز بر طبق قوانين و انتظامات خود عملى انجام نمىدهد ، يك سلسله قوانين و نظامات بالفعل حاضر دارد و اجبارا همان قوانين و نظامات را انجام مىدهد . ذرات اتمها تابع قوانين مربوط به قوهء جاذبهء زمين ، فعل و انفعالات شيميايى و تأثيرات مواد الكتريسيته هستند . ماده از خود قوهء ابتكار ندارد و فقط حيات است كه هر لحظه نقشهاى تازه و موجودات بديع به عرصهء ظهور مىآورد . بدون وجود حيات ، عرصهء پهناور زمين عبارت از بيابانى قفر و لم يزرع و درياى مردهء بىفايده‌اى مىشود . » عمده اين كلام است . مىگويد مطابق آنچه كه زيست‌شناسى مىگويد تمام اين سلسلهء جاندارها منتهى مىشوند به مثلا يك سلول ، حيوانات و نباتات از يك ريشه