تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
براى آن كافى بود ( نه اينكه علت فاعلى گذشته است و تقريبا تقدم زمانى دارد ؟ ) يعنى آنچه در گذشته واقع شده است براى آنچه در آينده واقع شده است صد در صد كافى است ، علت غايى موضوع پيدا نمىكند ، يعنى صد در صد « گذشته » است كه « حاضر » را به وجود آورده ، حوادث را گذشته‌ها به سوى جلو مىرانند ، در پشت سر واقع شده‌اند و اينها را به وجود مىآورند . همانطور كه عرض كردم ، آن حركتى كه خار ساعت مىكند صد در صد بستگى دارد به حوادثى كه قبل از آن وجود پيدا كرده ، از آن كوكى كه شما روى فنر كرديد ، فنر را سفت كرديد و از نيروى بازگشتى كه در فنر وجود دارد كه اين خودش را پس مىكشد فشار مىآورد روى ساير چرخها ، خواه ناخواه ، اضطرارا ، جبرا اين خار بايد روى همين حساب حركت كند ، آنهاست كه اين را به وجود آورده ، هيچ چيز ديگرى در كار نيست . ولى اگر گذشته صد در صد دخالت ندارد ، مثلا پنجاه در صد دخالت دارد ، آينده هم براى اين حادثه دخالت دارد ، يعنى مثل اينكه يك چيزى هم در جلو قرار گرفته و اين شىء را به سوى خودش مىكشد ، هم سائق دارد هم قائد ، هم راننده دارد هم جلوكش ، هم از پشت سر اين را مىرانند و هم از جلوى رو اين را مىكشند ، به طورى كه اگر گذشته به تنهايى مىبود كافى نبود ، [ در اين صورت علت غايى موضوع پيدا مىكند ] . چون علت غايى مربوط به آينده است ، آينده نسبت به اين گذشته هميشه يك جاذبه‌اى دارد . پس حاضر ، هم با گذشتهء خودش مربوط است و هم با آيندهء خودش كه اگر آن آينده به هيچ وجه نمىبود و بنا نبود به وجود بيايد ، گذشته نيز به وجود نمىآمد . پس هر گذشته‌اى ، هم به گذشته‌تر از خودش مربوط است كه اگر آن گذشته‌تر نمىبود به وجود نمىآمد ، هم به آينده مربوط است ، يعنى اگر آينده نمىبود يا نمىشد وجود پيدا كند باز هم اين به وجود نمىآمد . آنگاه مىگويند اگر ما در جريانى اين جور ديديم كه گذشته ، او را سر دوراهى قرار مىدهد اما در ميان دو راه ، اين شىء يك راه را انتخاب مىكند ، اين آينده است كه اين يك راه را براى او انتخاب مىكند . حالا من باز مثال برايتان عرض مىكنم ، و از همين مثالها بايد دليل بياوريم . ماشين چقدر مىتواند منظم باشد ، يعنى حساب كنيم چه كارى مىتواند كار ماشينى باشد و تا چه حد مىتواند باشد ؟ ماشينهايى در دنيا به وجود آمده است كه شما در مقابل آنها به زبانى فصيح حرف مىزنيد ، مثلا شما به زبان انگليسى فصيح حرف مىزنيد ، آن دستگاه تمام گفته‌هاى شما را به زبان فرانسه ترجمه مىكند ، كه