تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
محتواى شهادتين خارج است ؛ و حال آنكه آنچه جزء اصول دين است و ايمان به آن لازم است ، نبوّت همهء انبياء است . اگر مقصود از اصول دين اصولى است كه از نظر اسلام جزء امور ايمانى و اعتقادى است نه امور عملى ، برخى امور ديگر نيز در خور امور ايمانى است مانند « ملائكه » كه در قرآن تصريح شده كه به وجود ملائكه بايد ايمان داشت ( 1 ) . بعلاوه صفت « عدل » چه خصوصيّتى دارد كه تنها اين صفت حق در حوزهء امور ايمانى قرار گرفته است و ساير صفات حق از قبيل علم ، حيات ، قدرت ، سميعيّت ، بصيريّت در خارج از حوزهء ايمان قرار گرفته است ؟ اگر ايمان به صفات خدا لازم است ، به همهء صفات بايد ايمان آورد ، و اگر لازم نيست به هيچ صفت نبايد ايمان داشت . حقيقت اين است كه اصول پنج‌گانهء فوق از آن جهت به اين صورت انتخاب شده كه از طرفى معيّن اصولى باشد كه از نظر اسلام بايد به آنها ايمان و اعتقاد داشت ، و از طرف ديگر معرّف و مشخّص مكتب باشد . اصل توحيد و اصل نبوّت و اصل معاد سه اصلى است كه از نظر اسلام لازم است كه هر فرد به آنها ايمان داشته باشد ، يعنى ايمان به آنها جزء اهداف اسلام است ، و اصل عدل معرّف مكتب خاصّ تشيّع است . اصل عدل اگر چه جزء هدفهاى ايمانى اسلام نيست ، يعنى با اصل علم و حيات و قدرت حق تفاوتى ندارد ، ولى جزء اصولى است كه ديدهء خاصّ تشيّع را نسبت به اسلام نشان مىدهد . اصل امامت از نظر شيعه داراى هر دو جنبه است يعنى هم داخل حوزهء ايمانيّات است و هم معرّف و مشخّص مكتب است . اينكه گفته شد كه ايمان به ملائكه نيز به نصّ قرآن لازم و ضرورى است پس چرا به عنوان اصل ششم از آن ياد نشده است ؟ پاسخ اين است كه اصول ايمانى فوق جزء هدفهاى اسلام است ، يعنى پيامبر اكرم مردم را به ايمان به آنها دعوت كرده است ، يعنى رسالت پيامبر مقدّمه‌اى است براى اين ايمانها ؛ امّا ايمان به ملائكه و همچنين ايمان و اعتقاد به همهء ضروريّات دين از قبيل نماز و روزه جزء هدف رسالت نيست ، بلكه لازمهء رسالت است ؛ به عبارت ديگر ، از لوازم ايمان به نبوّت است نه از اهداف نبوّت .
هامش
( 1 ) .آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ( بقره / 285 ) .