ابو الهذيل علّاف از متكلّمان معروف نيمهء اوّل قرن دوم و از پايهگذاران طبقهء اوّل كلام معتزلى است .
در ميان اصحاب امام صادق عليه السّلام گروهى هستند كه خود امام صادق عليه السّلام آنها را به عنوان « متكلّم » ياد كرده است از قبيل هشام بن الحكم ، هشام بن سالم ، حمران بن اعين ، ابو جعفر احول معروف به مؤمن الطّاق ، قيس بن ماصر و غيرهم .
در كتاب كافى داستانى از مباحثهء اين گروه با يكى از مخالفين در حضور امام صادق عليه السّلام كه موجب نشاط خاطر امام شده بود نقل مىكند .
اين طبقه نيز در نيمهء اوّل قرن دوم هجرى مىزيستهاند . اين گروه پروشيافتهء مكتب امام صادق عليه السّلام بودند و اين خود مىرساند كه ائمّهء اهل البيت عليهم السلام نه تنها خود به بحث و تجزيه و تحليل مسائل كلامى مىپرداختهاند ، گروهى را نيز در مكتب خود براى بحثهاى اعتقادى تربيت مىكردهاند . هشام بن الحكم همهء برجستگىاش در علم كلام بود نه در فقه يا حديث يا تفسير . امام صادق عليه السّلام او را كه در آن وقت جوانى نوخط بود از ساير اصحابش بيشتر گرامى مىداشت و او را بالادست ديگران مىنشاند . همگان در تفسير اين عمل امام اتّفاق نظر دارند كه اين تجليلها فقط به علّت متكلّم بودن هشام بوده است .
امام صادق عليه السّلام با مقدّم داشتن هشام متكلّم بر ارباب فقه و حديث ، در حقيقت مىخواسته است ارزش بحثهاى اعتقادى را بالا ببرد و كلام را بالادست فقه و حديث بنشاند . بديهى است كه اين گونه رفتارهاى ائمّهء اطهار تأثير بسزايى داشته در ترويج علم كلام و در اينكه عقل شيعى از ابتدا عقل كلامى و فلسفى گردد .
حضرت رضا عليه السّلام شخصاً در مجلس مباحثهاى كه مأمون از جمع متكلّمان مذاهب تشكيل مىداد شركت مىكرد و به مباحثه مىپرداخت . صورت اين جلسات در متن كتاب شيعه محفوظ است .
مستشرقان و اسلامشناسان غربى و شرقى همچنانكه مساعى امير المؤمنين على عليه السّلام را مسكوت مىگذارند ، همهء اين جريانات را كه وسيلهء ائمّهء اطهار در راه احياء بحثهاى عقلى در امور اعتقادى دينى صورت گرفته است ناديده مىگيرند و اين مايهء شگفتى است .
فضل بن شاذان نيشابورى از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٩٤