تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
مىفرمايد خدا پيامبران را يكى بعد از ديگرى فرستاد ( 1 ) « ليستأدوهم ميثاق فطرته » آمدند از مردم بخواهند وفاى به پيمانى را كه در فطرتشان هست ، آمدند به انسان بگويند اى انسان ! تو در آن عمق فطرتت با خداى خودت پيمانى بسته‌اى ، ما آمده‌ايم وفاى به آن پيمان را بخواهيم ؛ يعنى ابتدا به ساكن نيست ، يك چيزى كه وجود دارد آمده‌اند آن را به اصطلاح به فعليّت برسانند ؛ مثل اين كه يك وقت شما مىآييد از افرادى براى كارى قول بگيريد ، و يك وقت قولش را قبلًا شما يا كس ديگر گرفته است ، شما مىآييد و مىگوييد آن موضوعى كه قولش را داده‌ايد آمده‌ايم كه عمل بكنيد . امير المؤمنين مىفرمايد پيغمبران آمده‌اند اداى ميثاقى را كه در فطرت هست از مردم بخواهند « و يذكّروهم منسىّ نعمته » نعمتهاى خدا را كه مورد غفلت و نسيان بشر است به ياد بشر بياورند ( يعنى به عنوان مذكّر و يادآور آمده‌اند ) ، بشر را توجّه بدهند به چيزى كه از آن غافل است ؛ يعنى آمده‌اند كه مذكّر باشند نه معلّم . البتّه پيغمبران معلّم هم هستند ؛ مىبينيد در قرآن پيغمبر ، هم به عنوان مذكّر ياد شده و هم به عنوان معلّم . در آنچه كه مربوط به فطرت مردم است پيغمبر عنوان « مذكّر » ( يادآورىكننده ) دارد . « و يحتجّوا عليهم بالتّبليغ » پيغمبران همچنين آمده‌اند كه در حالى كه مذكر مردم هستند و مردم را تبليغ مىكنند و رسالت خودشان را به مردم ابلاغ مىكنند ، به اين وسيله بر مردم احتجاج كنند ، يعنى بر مردم اتمام حجّت كنند ، دليل براى مردم بياورند ، مردم را اقناع كنند و عذر را از مردم قطع كنند . تعبير بعدى از همهء اينها عميق‌تر است : « و يثيروا لهم دفائن العقول » . « دفائن » يعنى گنجينه‌ها ، دفينه‌ها ، گنجها . مىدانيد در قديم گنج را در زير زمين دفن مىكردند ، نه براى اين كه مثلًا فاسد نشود ، بلكه براى اين كه كسى از آن اطّلاع پيدا نكند . قهراً رويش را خاك مىپاشيدند كه كسى نمىفهميد اينجا گنج است ، شخص از روى آن رد مىشد و نمىدانست كه زير پاى او گنجى وجود دارد . پيغمبران آمدند مردم را آگاه كنند كه در عمق روح شما ، در اعماق عقلهاى شما و در اعماق ضمير باطن شما گنجها وجود دارد ، خودتان غافليد ؛ آمدند روى گنجها را عقب بزنند تا بشر متوجّه بشود كه عجب ! اينهمه گنج در ما وجود داشته و ما بىخبر بوديم ؟ !
هامش
( 1 ) . اينجاست همان دو نظريّه‌اى كه گفتيم : آيا پيغمبران آمدند براى اين كه يك چيزى را ابتدا به ساكن به مردم بدهند ، يا آمدند چيزى را كه پيمانش در سرشت انسانها بود از مردم بخواهند ؟ .