همه چيز - همه از پذيرش اين امانت امتناع كردند ، يك موجود قبول كرد كه اين امانت را تحمّل كند و آن انسان بود . بعد مىفرمايد اين انسان ، ظلوم و جهول بود . روى اين آيه خيلى بحث هست . حال اين كه اين آيه ناظر بر همين مسألهء فطرت باشد يا نباشد [ جاى بحث است ] ، همين قدر خواستم اشاره كرده باشم .
آيات ديگرى در قرآن است كه به آن صراحت نيست ولى البتّه بعضى از مفسّرين به اين شكل تفسير كردهاند ، مثل آيهاى كه مىفرمايد :
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ »
( 1 ) يعنى اگر از اين مردم ، از اين كافران ، از اين مشركان ، بپرسيد كه چه كسى آسمان و زمين را آفريده است مىگويند « اللَّه » .
اين آيه را دو جور تفسير مىكنند : بعضى مىگويند مقصود قرآن اين است كه اينها اعتقادشان به خالقيّت الهى كامل است ، يعنى اينها خدا را خالق مىدانند و بتها را خالق و شريك در خالقيّت خدا نمىدانند ، عيب كارشان اين است كه با اينكه خدا را خالق مطلق مىدانند مع ذلك در عبادت ، غير خالق را شريك خالق قرار مىدهند . اگر اين جور باشد اين بيان همان اعتقاد متعارف و معمولى مشركين زمان پيغمبر است .
ولى بعضى مىگويند قرآن مىخواهد بگويد كه اينها الآن به حسب اعتقادات سخيف خودشان ، براى خدا غير خدا را شريك قرار مىدهند حتّى در خالقيّت - البتّه نه اينكه اعتقاد به شريك دارند بلكه اصلًا فكرى در اين زمينه ندارند - ولى اگر شما از آنها بپرسيد كه تو چه كسى را عبادت مىكنى ، ناچار مىگويد « خالق » . بعد مىگوييد خالق كيست ؟ آنگاه فطرتش جواب مىدهد : « اللَّه » .
اين آيات را هم گفتهاند ، ولى ما فعلًا به اين آياتى كه ذو وجهين است كارى نداريم .
سه جمله برايتان نقل مىكنم ، يك جمله از حضرت رسول ، يك جمله از نهج البلاغه و يك جمله از صحيفهء سجّاديّه . البتّه اينها را براى نمونه ذكر مىكنم و الّا در باب فطرت ، ما بيش از اينها حديث و روايت داريم . جملهاى كه از رسول اكرم رسيده است اين حديث معروف است ( 2 ) : « كلّ مولود يولد على الفطرة فابواه يهوّدانه او ينصّرانه او
هامش
( 1 ) . لقمان / 25 .
( 2 ) . اين حديث را بيشتر ، اهل تسنّن روايت كردهاند ولى شيعه هم روايت كرده است ؛ آنها متعدّد روايت كردهاند ، در شيعه من يك جا بيشتر برخورد نكردم .