تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
چه مىآيند مىسازند ديگر عمل اينها « اختراع » شمرده نمىشود . « ثمّ سلك بهم طريق ارادته و بعثهم فى سبيل محبّته » بعد كه اينها را آفريد ، اينان را راه برد ( 1 ) و به راه انداخت در طريق ارادهء خودش . به قرينهء بعدى معنايش اين است : در طريق اين كه خلق ، او را اراده كند ( نه در طريقى كه او اراده كرده است ) ، در راهى كه او را مىخواهند ، آنها را به راه انداخت و به حركت در آورد . جملهء بعد مطلب را بيشتر روشن مىكند : « و بعثهم فى سبيل محبّته » خلق را در راه محبّت خودش برانگيخت ( خيلى جملهء عجيبى است ) يعنى اصلًا تمام اين حركتها و جنبشهاى خلق ، چه خودشان بفهمند و چه خودشان نفهمند ، در طريق محبّت خداست . در مسألهء « عشق » يك بحثهايى طرح كرديم ، [ گفتيم ] حتّى آن كسى هم كه غير خدا را مىجويد ، محرّك اصلىاش جستجوى خداست ، اشتباه مصداق كرده . حال ، كلمهء « خالق » كه در ابتداى اين جمله بود : « ابتدع بقدرته الخلق » ممكن است مقصود از آن ، مطلق خلق و آفرينش باشد كه قهراً شامل انسان هم مىشود . در اين صورت معناى جمله اين است كه تمام دار وجود در طريق محبّت الهى در حركت است ؛ آن گياه هم كه حركت مىكند جز عشق او چيزى در سر ندارد ، آن سنگ هم كه مىگوييم با قوّهء جاذبه حركت مىكند در واقع غير از اين كه ذات حق را جستجو مىكند و محبّت او در ذات او هست چيز ديگرى نيست . آنگاه آياتى مثل
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ »
( 2 ) *
« أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
( 3 ) *
« وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
( 4 ) ( يا ما فى السّماوات و الأرض كه آيات مختلف و متعدّد است ) *
« سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ »
( 5 ) [ معناى عامترى پيدا مىكند ] ، دامنه خيلى وسيع مىشود ، يعنى قرآن يك جهان‌بينى وسيع عجيبى به ما مىدهد . شعراى عارف مسلك در اين زمينه زياد گفته‌اند ، مثل آن شعرهاى معروفى كه ظاهرا از نظامى است :
هامش
( 1 ) . « سلك » سلوك كردن و راه رفتن است . « سلك » وقتى با « ب » ( باء تعديه ) ذكر مىشود يعنى راه بردن . ( 2 ) . اسراء / 44 . ( 3 ) . آل عمران / 83 . ( 4 ) . رعد / 15 . ( 5 ) . حشر / 1 و صف / 1 .