تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
را پرستش نكنيد ، من را پرستش كنيد .
« هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ »
راه راست شما كه شما را به كمال و سعادتتان مىرساند اين است . آيهء ديگر ، آن آيهء معروفى است كه به « آيهء ذر » معروف شده است :
« وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ . »
( 1 ) آيهء عجيبى است . تفصيل آيه را بگذاريد دو سه قسمت ديگر را بگويم بعد آيه را اندكى مفصّل‌تر تفسير مىكنم . آيات ديگرى هم در قرآن هست ولى شايد به اين صراحت نباشد ، اگر چه صراحت بعضى از آنها كمتر هم نيست ، مثل آيهء :
« أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
( 2 ) آيا در خدا شكّى هست ، خداى خالق آسمانها و زمين ؟ يعنى در رابطهء انسان و خدا ( 3 ) مطلب به گونه‌اى است كه جاى شكّ و ترديد نيست ، مسأله كأنّه استدلالى و نظرى نيست كه كسى يك نظريّه را انتخاب كند ، ديگرى نظريّهء ديگر را انتخاب كند ، بلكه اگر مسأله به صورت صحيحش طرح شود احدى شك نمىكند ؛ پس اگر كسى شك مىكند مسأله را به صورت صحيح [ طرح نكرده ] ، در غير خدا شك كرده اسمش را گذاشته « خدا » ، و يا شك ندارد ، عناد و جحود مىورزد . اين آيه را هم ما مىتوانيم جزو آيات فطرت بدانيم . آيهء ديگرى هست كه روى اين آيه بحث بيشترى هست ؛ آيه‌اى است كه مطلبى را به صورت رمز و سمبليك ذكر كرده است :
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا »
( 4 ) ما آن امانت را ( ولى قرآن نمىگويد آن امانت چه امانتى است ) بر همهء موجودات عرضه داشتيم : آسمان ، زمين ، كوهها - مخصوصاً اشياء خيلى بزرگ را نام برده است ، در واقع يعنى
هامش
( 1 ) . اعراف / 172 و 173 . ( 2 ) . ابراهيم / 10 . ( 3 ) . چون مسأله ، مسألهء خداست ، شك‌كننده انسان است . ( 4 ) . احزاب / 72 .