نامهاى مختلف گفته شده است - در سرشت انسان هست ، ميان علماى اسلامى اعمّ از شيعه و سنّى هيچ اختلافى نيست . حال مقدارى از آن را فقط اشاره مىكنم .
يكى از آنها همان آيهء معروف فطرت است كه در سورهء مباركهء روم است :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً »
چهرهء خودت را به سوى دين كن به شكل پايدار ؛ [ دين را ] بپادار ، يعنى پايدارش نگهدار ، توجّه خودت را به آن سو كن حنيفا در حالى كه حنيف هستى ، در حالى كه حقگرا و حقيقتگرا هستى ( 1 ) .
« فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
بر تو باد اين فطرت الهى ( يعنى همين دين كه فطرت الهى است ) ، اين خلقت الهى ( 2 ) ، اين دين ، اين چگونگى خاص در آفرينش انسان كه خداى متعال همهء انسانها را بر اين چگونگى آفريده است
« لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ »
تغييرپذير نيست ، جزء سرشت انسان است ؛ تا انسان در عالم هست و تا انسان انسان است ، انسانى كه متولّد بشود باز با اين سرشت متولّد مىشود ؛ يعنى سرشت را نمىشود در انسانها عوض كرد و تغيير داد و تبديل به چيز ديگر كرد
« ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ »
( 3 ) آن است دين راست و فوق العاده راست و مستقيم .
اين آيه در كمال صراحت ، دين را « فطرة اللَّه » براى همهء مردم مىشناسد . اگر لازم باشد بعد بيشتر بحث مىكنيم .
همچنين در سورهء مباركهء يس اين طور مىفرمايد :
« أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ، وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيراً أَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ . »
( 4 )
سخن از يك عهد و پيمان است : اى بنى آدم ، اى فرزندان آدم ! ( صحبت يك نفر و دو نفر ، و يك امّت و دو امّت نيست ) آيا من با شما پيمان نبستم ؟ مىگويد من و شما قبلًا با يكديگر قرارداد و پيمان بستيم كه شيطان را پرستش نكنيد . اينجا پرستش شيطان ، شيطانپرستى به آن معنا نيست كه برويم در يك محراب ، مجسّمهء شيطان را بسازيم ، بلكه همان تبعيّت از شيطان است .
« وَ أَنِ اعْبُدُونِي »
ما با همديگر پيمان بستيم كه شيطان
هامش
( 1 ) . گفتيم شايد نزديكترين ترجمه به معناى « حنيف » همان « حقگرا » است .
( 2 ) . گفتيم فطرت يعنى نوع خاص از خلقت .
( 3 ) . روم / 30 .
( 4 ) . يس / 60 - 62 .