تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
همان اصل علّيّت است . - سخن من همين مطلب بود كه اينها به خاطر عدم آگاهى از علل واقعى مادّى ، فوراً منتسب مىكردند به يك عامل ماوراى طبيعت . نه ، اينها يك مقدار را كه مسألهء اصل علّيّت است قبول مىكنند ، يعنى در بيان اينها هم - مخصوصاً در بيان اگوست كنت - اين جهت هست كه بشر از اوّل در مقام تعليل برآمده ؛ ولى فكر بشر را در همين جا متوقّف كردند و رفتند دنبال اوهام . گويى فكر بشر از اينجا يك قدم آن طرف‌تر نرفته است ، فقط اصل علّيّت را قبول كردند ، ديگر از آن بيشتر پيش نرفتند ، كأنّه بشر بيش از اين نمىتوانسته فكر كند و همين جا ايستاده است ، و چون فكر نتوانسته اين قضيّه را حل كند بشر فرضيّاتى و صرفاً اوهامى كه با هيچ فكر و منطقى جور در نمىآيد ساخته است ؛ يعنى نه غلطى است منطقى ، بلكه فقط جاى وهم و جاى فرضى است كه وهم انسان مىكند . ما مىگوييم نه ، اين تفكّر منطقى بشر بوده از اوّل تا آخر كه او را به آنجا رسانده ؛ اگر فرض هم بكنيم اشتباه است ، از نوع اشتباه [ منطقى است ، يعنى فكر و منطق بشر ، او را به اين اشتباه رسانده است . ] ( 1 )
هامش
( 1 ) . [ چند دقيقهء آخر بيانات استاد متأسّفانه روى نوار ضبط نشده است . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 567 | مرتضى مطهرى