تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
هان ! ) .
« بِذِكْرِ اللَّهِ »
جار و مجرور است متعلّق به
« تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »
كه بر آن مقدّم شده ، و وقتى كه جار و مجرور بر فعل مقدّم مىشود علامت حصر است ، يعنى هر متعلّق فعلى كه بر فعل مقدّم بشود علامت حصر است ، يعنى مفهوم « تنها » دارد .
« أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »
يعنى تنها با ياد خدا دلها آرام مىگيرد ، يعنى رسيدن به هيچ مطلوبى به انسان آرامش حقيقى نمىدهد ، يك آرامش موقّت مىدهد تا وقتى كه خيال مىكند به مطلوب حقيقى رسيده است ، ولى يك مدّتى كه فطرتش او را از نزديك بو كرد و او را شناخت و درست درك كرد ، يك نوع عدم سنخيّت [ ميان خود و او ] درك مىكند و حالت بيزارى در او پيدا مىشود . تنها حقيقتى كه اگر به او برسد ديگر محال است نسبت به او بيزارى پيدا كند خداوند متعال است ، و اين ، زمانى است كه قلب انسان به « حقيقت » ، به « او » ، به « توحيد » رسيده باشد . اين است كه عدّه‌اى مىگويند بهشت بايد بدترين جاهاى عالم هستى باشد ، زيرا بهشت يك وضع يكنواخت دارد و بعلاوه در بهشت همه چيز را انسان دارد و وقتى همه چيز داشته باشد مثل اين است كه هيچ چيز نداشته باشد . انسان وقتى نداشته باشد بعد تلاش كند و به دست بياورد آن وقت برايش لذّت دارد و الّا اگر داشته باشد مثل يك بچّه اعيان مىشود كه از همان لحظهء اوّلى كه چشم به دنيا باز مىكند موجبات خوشى برايش فراهم است ، هيچ چيز برايش تازگى ندارد و چون هيچ چيز برايش تازگى ندارد لذّت برايش مفهوم ندارد . براى آن بچّه فقير كه پاى برهنه در كوچه حركت كرده يك جفت كفش خيلى لذّت دارد ؛ ولى آنكه اصلا برايش پا برهنگى مفهوم نداشته و درد پا برهنگى را احساس نكرده است لذّت كفش داشتن را هم هرگز احساس نمىكند . اين است كه روسو در كتاب اميل مىگويد كسانى كه بچّه‌هاى خود را غرق در نعمتها بزرگ مىكنند ، آنها را به شكلى بزرگ مىكنند كه نسبت به لذّت هيچ حسّاسيّت ندارند ، يعنى از موجبات لذّت واقعاً لذّت نمىبرند ولى نسبت به دردها خيلى حسّاسيّت دارند ، يعنى كوچكترين درد پدرشان را درمىآورد . بر عكس ، بچّه‌هايى كه از اوّل در ميان رنجها و سختيها بزرگ شده‌اند ، نسبت به درد ، حسّاسيّت ندارند چون عادت كرده‌اند ، يعنى تحمّل سختيها برايشان آسان است ، بلكه سختى را اصلًا حس نمىكنند و در مقابل ، كوچكترين موجبات لذّت ، حدّ اكثر لذّت را برايشان ايجاد مىكند . اينها مىگويند پس بهشت هم على القاعده بايد از همه جاى عالم هستى