تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
« چو مىبينى كه نابينا و چاه است * اگر خاموش بنشينى گناه است »
اين مىگويد اگر حرف بزنى گناه است . اگر ديدى كسى در چاه افتاد يك سنگ هم تو روى او بينداز . طبيعت ، همان‌طور كه تاكنون سير كرده همان درست است . يك عدّه ضعيف شده‌اند يك عدّه قوى ، آنكه ضعيف شده به حكم طبيعت محكوم به فناست ، به حكم اخلاق هم بايد محكوم به فنا باشد . ابرمرد چنگيز است . ترحّم يعنى چه ؟ ! ترحّم ضعف است ؛ ايثار يعنى چه ؟ احمقى است . اين است كه تمام ارزشهاى انسانى را نفى كرده است ، و به حق اگر ما در باب انسان ، انسان را موجودى صد در صد مادّى بدانيم راهى جز نفى كردن اينها نيست ، يعنى آنچه كه ما به نام « انسانيّت » و « گرايشهاى انسانى » و « مقدّسات انسانى » مىناميم ، همه موهوم و بىاساس است . از يك طرف ماترياليسم انسانى قائل شدن و از طرف ديگر دم از انسانيّت و ارزشهاى انسانى زدن ، تناقض است و قابل توجيه نيست . ارزشهاى انسانى با فطرت انسانى جور در مىآيد و فطرت انسانى با اين جور در مىآيد كه انسان در سرشت خودش يك مايهء انسانى دارد ، مايه‌اى براى همين گرايشهاى مقدّس ؛ يعنى در سرشت انسان يك حقيقت مقدّسى هست كه ميل به تعالى در ذات او نهفته است . تضادّ درونى انسان ، تضادّ حقيقى درونى فرد كه در حديث آمده و به دنبال آن در ادبيّات ما آمده است [ بيانگر همين واقعيّت است . ]

حديثى در باب آفرينش انسان

در حديثى كه شيعه و سنّى روايت كرده‌اند و در شيعه در كتاب كافى هست آمده است كه خداوند متعال فرشته را آفريد و او را از عقل محض ساخت و حيوان را آفريد و او را از شهوت محض ساخت و انسان را آفريد و در انسان اين دو را - سرشت فرشته و سرشت حيوان را - با يكديگر تركيب كرد و از او انسان آفريده شد : « إنّ اللَّهَ تَعالى خَلَقَ الْمَلائِكَةَ وَ رَكَّبَ فيهِمُ الْعَقْلَ وَ خَلَقَ الْبَهائَمِ وَ رَكَبَ فيهِمُ الشَّهْوَةَ وَ خَلَقَ الْانْسانَ وَ رَكَّبَ فيهِ الْعَقْلَ وَ الشَّهْوَةَ . » ( 1 )
هامش
( 1 ) . علل الشّرائع ، ج 1 ، باب 6 / ص 4 ، با اندكى اختلاف .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 514 | مرتضى مطهرى