عينى ؛ يعنى اين جهان عينى را دريافت كند آنچنان كه هست ، بعد خودش بشود يك جهانى ، ولى آن جهان بيرون ، جهان عينى است ، اين همان جهان باشد ولى صورت عقلى همان جهان . اين مسألهء حقيقت يا حقيقتجويى ، از نظر فيلسوفان همان كمال نظرى انسان است ، و انسان بالجبلّه و بالفطره مىخواهد كمال نظرى پيدا كند يعنى حقايق جهان را درك كند . چنين گرايشى در انسان براى رسيدن به حقايق جهان وجود دارد .
در روانشناسى هم مىبينيد كه اين حس را به نام « حسّ حقيقتجويى » يا « حسّ كاوش » مطرح مىكنند . وقتى مسأله را در يك سطح گسترده طرح مىكنند اسمش را مىگذارند « حسّ كاوش » و مىگويند اين همان چيزى است كه حتّى در كودك هم وجود دارد ؛ در كودك بين دو سالگى و سه سالگى - به تفاوت ميان كودكان - اين حس پيدا مىشود ، حس سؤال كه بچّه به سنّ سه سالگى كه مىرسد دائماً مىپرسد . در تعليم و تربيت نيز به پدر و مادرها توصيه مىكنند كه [ تا حدّ ممكن پاسخ كودكان خود را بدهند و آنها را طرد نكنند . ] پدر و مادرهاى نادان و خالى از توجّه ، وقتى مىبينند بچّهء سه چهارسالهشان دائماً سؤال مىكند ، اين را فضولى تلقّى مىكنند ، مىگويند : « بچّه ! اين قدر فضولى نكن ، حرف نزن » . اين اشتباه است . اين ، حسّ سؤال است ، حسّ كاوشگرى است ، حسّ حقيقتجويى است كه در او تازه زنده شده است و او مىپرسد و حق دارد بپرسد ، و حتى اگر از چيزهايى مىپرسد كه نمىتوانيد جواب بدهيد يا او نمىتواند جوابش را دريافت كند در عين حال نبايد با تشر زدن و منكوب كردن و سركوب كردن اين حس ، جوابش را داد كه حرف نزن ، فضولى نكن ! باز بايد تا حدّ ممكن ، جوابى كه بشود او را ارضاء و اقناع كرد به او داد . و حتّى مىگويند بسيارى از خرابكاريهاى بچّه [ معلول همين حسّ است . ] چون اين خودش يك مسألهاى است :
بچّه خرابكار است ، به هر چه مىرسد دست مىزند ، اين را محكم مىكوبد روى آن ، آن را مىزند به اين ، . . . آيا انسان طبعا خرابكار است ، بعد كه بزرگ مىشود اصلاح مىشود ، يا نه ؟ مىگويند اين معلول همان حسّ كاوش اوست . مىخواهد اين را بزند به آن ببيند چه مىشود . حال ما نمىزنيم چون مىدانيم چه مىشود ، بارها تجربه كردهايم ، بنابراين براى ما مشكل حل شده و سؤالى باقى نمانده ، ولى او هنوز اين مسأله برايش روشن نيست ، مىزند ببيند چه مىشود . مسألهء « استفهام » خود مسألهاى است . حال آنچه كه فلاسفه طرح مىكنند در سطح بالاترى است ، روانشناسها آن را
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 493
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٩٣