تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
نيست اين است كه انسان با همهء موجودات ديگرى كه ما مىشناسيم اين تفاوتها را دارد ( 1 ) : يكى اينكه موجودى است كه جهان خارج را درك مىكند ، به عبارت ديگر دربارهء جهان خارج مىانديشد ، به تعبير ديگر موجودى است كه فكر مىكند ، و به تعبير امروزى موجودى است آگاه ، هم از خود آگاه است و هم از جهان آگاه است . انسان به حكم اين خصلت خودش ، يك سلسله دريافتها از جهان خارج دارد كه ما از آنها تعبير به « ادراك » مىكنيم ، و چه كلمهء خوبى هم از قديم انتخاب شده است ، چون « ادراك » يعنى دريافتن و رسيدن . فلاسفه هم روى ريشهء لغوى اين كلمه تكيه كرده‌اند . در زبان عربى اگر كسى در جستجوى چيزى باشد و به آن برسد مىگويند « ادركه » ؛ مثلًا اگر انسانى ، انسانى را تعقيب كند ، او فرار مىكند ، اين هم به دنبالش مىدود ، يك وقت به او مىرسد و يك وقت به او نمىرسد ؛ اگر به او برسد مىگويند : « ادركه » . دريافت انسان جهان خارج را ، نوعى اتّصال و ارتباط است ميان انسان و جهان خارج كه گويى انسان تا وقتى كه جاهل است ، ميان او و جهان ، پرده و مانعى است ، همين قدر كه به جهان عالم مىشود ، به جهان مىرسد ؛ نوعى رسيدن است . بدون شك در اين جهت نه جمادات ، نه نباتات و نه حيوانات با انسان شريك نيستند . حيوانات يك نوع آگاهى مبهمى از جهان خارج دارند ولى آن آگاهى قدر مسلّم اين است كه در سطح آگاهى انسان نيست . لا اقل آنها فكر نمىكنند ، چون فكر كردن يعنى يك موجود با سرمايه‌هاى دريافتىاى كه دارد به يك سرمايهء جديد دست يابد ، يعنى از آنچه كه مىداند چيزى را كه نمىداند كشف كند . شما وقتى كه مىنشينيد به فكر كردن دربارهء موضوعى ، وقتى كه مشكلى داريد ، بعد مىنشينيد فكر مىكنيد و راه حلّى كشف مىكنيد ؛ اين « فكر كردن » چه عملى است ؟ عمل اين است كه با نوعى برقرار كردن رابطه ميان معلوماتى كه داريد مجهولى را تبديل به معلوم مىكنيد ، يعنى يك راه حلّ جديد كشف مىكنيد ، درست مثل حالت توالد و تناسل در عالم مادّه و در عالم جسم كه دو موجود - مذكّر و مؤنّث - با يكديگر ازدواج مىكنند و از ازدواج آنها مولود جديدى به وجود مىآيد . انسان هنگامى كه فكر مىكند ، آن سرمايه‌ها را با همديگر جفت و جور مىكند ، از جفت و جور كردن آنها پلى و ارتباطى برقرار مىكند و در نتيجه ، فكر جديد و راه حلّ جديد برايش پيدا مىشود . حيوان اينها را
هامش
( 1 ) . نمىخواهيم ساير تفاوتها را نفى كرده باشيم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 489 | مرتضى مطهرى