تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
پس كلمهء « فطر » مساوى با ابتداء و اختراع است ، يعنى عملى كه از روى چيز ديگرى تقليد نشده است . بعد مىگويد : « و الفطرة : الحالة منه كالجلسة و الرّكبة » فطرت يعنى حالت خاصّ و نوع خاصّى از آفرينش ، مثل لغت « جلسة » و « ركبة » كه به معنى نوع خاصّى نشستن و نوع خاصّى ايستادن است ( 1 ) . « و المعنى انّه يولد على نوع من الجبلّة و الطّبع المتهيّئ لقبول الدّين فلو ترك عليها لاستمرّ على لزومها . » يعنى انسان به نوعى از جبلّت و سرشت و طبيعت آفريده شده است كه براى پذيرش دين آمادگى دارد و اگر به حال خود و به حال طبيعى رها شود همان راه را انتخاب مىكند مگر اينكه عوامل خارجى و قسرى او را از راهش منحرف كرده باشد . بعد ابن اثير مىگويد در حديث ، لغت « فطرت » مكرّر آمده است . مثلًا در حديثى از پيغمبر اكرم - كه ابن اثير ابتداى حديث را نياورده - آمده است : « على غير فطرة محمّد » يعنى « على غير دين محمّد » يعنى در اينجا به جاى كلمهء « دين » خود كلمهء « فطرت » آمده است . همچنين از على ( عليه السّلام ) نقل مىكند : و جبّار القلوب على فطراتها ( 2 ) خداى متعال كه دلها را آفريده است ، جبّار ( 3 ) دلها بر اساس فطرتهاى اين دلهاست . در اينجا « فطرت » جمع بسته شده است : فطرات ( فطرتها ) . از اينجا ما يك نشانه پيدا مىكنيم كه آنچه كه از نظر معارف اسلامى ، فطرى انسان است يك چيز نيست بلكه انسان فطريّاتى دارد . ابن اثير گفته است : « على فطراتها » اى على خلقها ( 4 ) .

سخن ابن عبّاس

حديث عجيبى از ابن عبّاس نقل مىكند كه من همين حديث را قرينه مىگيرم بر اينكه لغت « فطرت » از لغاتى است كه قرآن براى اوّل بار به كار برده است . ابن عبّاس كه پسر عموى پيغمبر و مردى قرشى و عالم است - او يك عجمى نبوده كه بگوييم از
هامش
( 1 ) . اينها را من مخصوصاً مىگويم براى اينكه اگر ما بعد معنى مىكنيم بدانيد كه اين معانى بر اساس مفهوم لغوى اين كلمات است كه اين مفهوم صحيح لغوى را لغويّون بسيار معتبر از قديم گفته‌اند . ( 2 ) . [ در نهج البلاغه شبيه اين جمله آمده است : و جابل القلوب على فطراتها . ] ( 3 ) . يعنى جبران‌كننده . ( 4 ) . نهايه ، ج 3 / ص 457 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 457 | مرتضى مطهرى