سخن ابن اثير
يكى از كتب معتبرى كه در لغات حديث نوشته شده است كتابى است به نام النهاية از ابن اثير - كه تا حدّ زيادى معروف است و چون مىخواهيم از مدارك معتبر شاهد آورده باشيم از اين كتاب [ نقل مىكنيم ] ( 1 ) - همچنانكه در لغات قرآن مفردات راغب كتاب بسيار نفيسى است . راغب لغات قرآن را خيلى خوب ريشه شكافى كرده است و ابن اثير لغات حديث را .
ابن اثير در النهاية به مناسبت ، آن حديث معروف را نقل مىكند كه : كُلّ مولود يولد على الفطرة . . . ( 2 ) هر مولودى بر فطرت اسلاميّه متولد مىشود لكن پدران او ( يعنى عوامل خارجى ) او را منحرف مىكنند ، يهودى يا نصرانى يا مجوسىاش مىكنند ، كه دربارهء اين حديث بعد بحث مىكنيم . چون اين حديث را نقل كرده ، كلمهء « فطرت » را معنى كرده است : الفطر : الابتداء و الاختراع . « فطر » يعنى ابتدا و اختراع ؛ يعنى خلقت ابتدايى . مقصود از خلقت ابتدايى - كه ابداع هم احياناً به آن مىگويند - خلقت غير تقليدى است . كار خدا فطر است ، اختراع است ، ولى كار بشر معمولًا تقليد است ؛ حتى در اختراعى هم كه بشر مىكند عناصر تقليد وجود دارد ؛ يعنى چه ؟
كارهاى بشر تقليد از طبيعت است ، يعنى قبلًا طبيعتى وجود دارد و بشر آن را الگو قرار مىدهد و بر اساس آن نقّاشى مىكند ، صنّاعى مىكند ، مجسّمهسازى مىكند . بشر احياناً اختراع و ابتكار هم مىكند و قدرت بر اختراع و ابتكار هم دارد ، ولى مايههاى اصلى اختراع و ابتكار بشر باز خود طبيعت است ، يعنى از طبيعت الگو مىگيرد . ( در معارف اسلامى - در نهج البلاغه و غير آن - روى اين قضيّه زياد تكيه شده است و قهراً همين طور هم هست ) . امّا خدا كار خودش را از يك صنع ديگرى تقليد نكرده ، چون هر چه هست صنع اوست و مقدّم بر صنع او چيزى نيست .
هامش
( 1 ) . سه برادر هستند كه هر سه به نام ابن اثير خوانده مىشوند و هر سه از محقّقين علماى اسلام هستند . لقب يكى « عز الدين » و ديگرى « مجد الدين » و سومى « ضياء الدين » است . كامل التواريخ و أسد الغابة از عز الدين ، و جامع الاصول كه در حديث است و همچنين النهاية كه از كتابهاى بسيار خوب و دقيق و در توضيح لغاتى است كه در احاديث آمده از مجد الدين است .
( 2 ) . صحيح بخارى ، كتاب الجنائز ، ابواب 80 و 93 .