رنگ خدايى است ، رنگى است كه دست حق در متن تكوين و در متن خلقت ، انسان را به آن رنگ ، متلوّن كرده است . مفسّرين و از جمله راغب گفتهاند كه اين تعبير در قرآن اشاره است به عمل غسل تعميد كه مسيحيان انجام مىدادند ( 1 ) . مسيحيان به غسل تعميد معتقد بودند و هنوز هم اين كار را مىكنند . وقتى مىخواهند كسى را مسيحى كنند ، حتى بچّهاى را كه در مسيحيّت متولّد شده است براى اينكه وارد دين مسيحيّت كنند ، او را غسل مىدهند و به اين وسيله رنگ مسيحيّت به او مىزنند و اين شستشو كردن را يك نوع رنگ مسيحيّت زدن مىدانند . قرآن مىگويد رنگ ، آن رنگى است كه خدا در متن خلقت زده است .
در يك آيه مىفرمايد :
ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً
( 2 ) .
قرآن مىگويد بشر يك فطرت دارد كه آن فطرت دينى است و دين هم اسلام است و اسلام هم يك حقيقت است از آدم تا خاتم ( 3 ) . قرآن به « اديان » قائل نيست ، به « دين » قائل است و لهذا هيچوقت در قرآن و حديث « دين » جمع بسته نشده است چون دين فطرت است ، راه است ، حقيقتى در سرشت انسان است . انسانها چند گونه آفريده نشدهاند و همهء پيغمبران كه آمدهاند تمام دستورهاشان دستورهايى بر اساس احياء و بيدار كردن و پرورش دادن حسّ فطرى است . آنچه آنها عرضه مىدارند تقاضاى همين فطرت انسانى است . فطرت انسانى كه چند جور تقاضا ندارد و لهذا قرآن مىفرمايد آنچه كه نوح پيغمبر ( عليه السّلام ) داشته است دين است و نامش اسلام ، و آنچه كه ابراهيم ( عليه السّلام ) داشته دين است و نامش اسلام ، و آنچه موسى ( عليه السّلام ) و عيسى ( عليه السّلام ) و هر پيغمبر به حقّى داشته است دين است و نامش اسلام ؛ اين نامهايى كه بعدها پيدا مىشود انحراف از آن دين اصلى و از آن فطرت اصلى است ، و لهذا مىفرمايد :
ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً .
ابراهيم نه يهودى بود نه نصرانى ، حنيف بود و مسلم . نمىخواهد بگويد ابراهيم
هامش
( 1 ) . مىگويند چون در آب عموديّه شستشو مىدادند ، آن را « تعميد » مىگويند . در بعضى كلمات آمده كه اين آب رنگ خاصّى ( مثل زرد ) داشته است .
( 2 ) . آل عمران / 67 .
( 3 ) . پرسيدهاند كه آيا شرايع هم فطرى است يا فطرى نيست ؟ بعد خواهيم گفت كه اينكه مىگوييم دين فطرى است چه چيز آن فطرى است ، آيا اصول معارفش فطرى است يا احكامش هم فطرى است ؟ اينها جزئيّاتى است كه بعدها بايد وارد آن شويم .