تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
شمر و سنان بن انس و حرملهء كوفى و . . . همين طور كه اين صفحه از سياه‌ترين صفحات تاريخ است ، طرف ديگر آن از درخشان‌ترين صفحات تاريخ است . در آن صفحه ، ما ايمان مىبينيم و حقيقت و توكّل و مجاهدت و صبر و رضا . قهرمان اين صفحه خود امام حسين ، برادران امام حسين ، فرزندان امام حسين ، برادرزادگان امام حسين و اصحاب امام حسين هستند . اگر قسمتهاى زيباى اين صفحه را در مقابل قسمتهاى زشت آن صفحه قرار دهيم ، نه تنها كمتر نيست بلكه بر آن مىچربد . ولى بعضى منبريها مثل اينكه عادت دارند صفحهء سياه تاريخ عاشورا را براى مردم بازگو كنند ؛ گويى اين تاريخ اساساً صفحهء سفيد ندارد ؛ مثل اينكه امام حسين و اصحاب و ياران او مردمى بودند كه فقط نفله شدند ، افرادى بودند كه مظلوم واقع شدند و هيچ قهرمانى نداشتند ؛ در حالى كه همانطور كه گفتيم قضيّه دو طرف دارد و طرف زيباى آن بر طرف زشت آن مىچربد . اين ايراد عين ايرادى است كه به تاريخ‌نويسهاى ماترياليست وارد است كه كوشش مىكنند صفحات تاريخ بشريّت را سياه سياه جلوه دهند ، چون بر خلاف فلسفهء آنهاست كه زيباييها را نشان دهند . اگر زيباييها را نشان دهند ماترياليسم تاريخى باطل مىشود . آنها مىگويند انسان از زمانى كه مالكيّت پيدا شد از انسانيّت خودش خارج شد و به اصطلاح ماركس از خود بيگانه و مسخ شد . استثمارگر به شكلى از انسانيّت خارج شد و استثمار شده به شكل ديگر . انسان آن وقت انسان بود كه در دورهء اشتراك اوّليّه بود و آن وقت به انسانيّت خودش بازگشت مىكند كه به اشتراك ثانوى برسد . در بين اين دو دوره ، انسان از انسانيّت بيرون رفته و تاريخ او نمىتواند نقطهء درخشانى داشته باشد . پس چه بايد كرد ؟ بايد صبر كرد تا اتوبوس تاريخ ، مراحل خود را بگذراند و به مقصد خودش برسد و آن ، وقتى است كه ابزار توليد جبراً سوسياليسم و اشتراكيّت را ايجاب كند . پس در ايجاد سوسياليسم و حقّ و عدالت ، بشر نقشى ندارد و نمىتواند آن را جلو يا عقب ببرد ، بايد خود به خود مانند يك جريان خودكار طبيعى پيش برود و زمانش برسد . وقتى زمان و دوره و تاريخش رسيد خودش به وجود مىآيد .