تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
ندارند . بين آنها تضادّ و تناقض واقعى نيست . هر كدام از آنها سهمى و حظّى و بهره‌اى دارد . اگر سهم و حظّ و بهرهء هر يك از آنها به عدالت داده شود هماهنگى كامل ميان آنها برقرار مىشود . ناهماهنگى و ناراحتى و جنگ و ستيز آنگاه بر مىخيزد كه انسان بخواهد سهم بعضى از آنها را به ديگرى بدهد ، يكى را گرسنه نگهدارد و ديگرى را بيش از حدّ لازم اشباع نمايد . يكى از مختصّات دين اسلام اين است كه همهء تمايلات فطرى انسان را در نظر گرفته ، هيچ‌كدام را از قلم نينداخته و براى هيچ‌كدام سهم بيشترى از حقّ طبيعى آنها نداده است . معنى فطرى بودن قوانين اسلامى هماهنگى آن قوانين و عدم ضدّيت آنها با فطريّات بشر است ؛ يعنى اسلام گذشته از اينكه از نظر ايمان و پرستش خدا پرورش دهندهء يك احساس فطرى است ، از نظر قوانين و مقرّرات نيز با فطرت و طبيعت و احتياجات واقعى بشر هماهنگ است . بعضى از مقدّس‌مآبان و مدّعيان تبليغ دين ، به نام دين با همه چيز به جنگ برمىخيزند ؛ شعارشان اين است : اگر مىخواهى دين داشته باشى پشت پا بزن به همه چيز ، گرد مال و ثروت نگرد ، ترك حيثيّت و مقام كن ، زن و فرزند را رها كن ، از علم بگريز كه حجاب اكبر است و مايهء گمراهى است ، شاد مباش و شادى نكن ، از خلق بگريز و به انزوا پناه ببر ، و امثال اينها . بنابراين اگر كسى بخواهد به غريزهء دينى خود پاسخ مثبت بدهد بايد با همه چيز در حال جنگ باشد . بديهى است وقتى كه مفهوم زهد ، ترك وسائل معاش و ترك موقعيّت اجتماعى و انزوا و اعراض از انسانهاى ديگر باشد ؛ وقتى كه غريزهء جنسى پليد شناخته شود و منزّه‌ترين افراد كسى باشد كه در همهء عمر مجرّد زيسته است ؛ وقتى كه علم دشمن دين معرّفى شود و علما و دانشمندان به نام دين در آتش افكنده شوند و يا سرهاشان زير گيوتين برود مسلّماً و قطعاً مردم به دين بدبين خواهند شد . مربّيان دين بايد اوّل بكوشند خودشان عالم و محقّق و دين‌شناس بشوند و به نام دين مفاهيم و معانى نامعقولى در اذهان مردم وارد نكنند كه همان معانى نامعقول منشأ حركتهاى ضدّ دينى مىشوند ، ثانياً در اصلاح محيط بكوشند و از آلودگيهاى محيط تا حدود امكان بكاهند ، ثالثاً از همه مهمتر و بالاتر اينكه به نام دين و به اسم دين با فطريّات مردم معارضه و مبارزه نكنند ؛ آن وقت است كه خواهند ديد مردم
يَدْخُلُونَ فِي
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 405 | مرتضى مطهرى