او مىگويد :
« گاهى انسان در حالات معنوى خود جلال و ابّهت آمرزش را احساس مىكند . » ( 1 )
در اين زمينه گفتهها زياد است . اينها را براى اين گفتم كه اوّلًا بدانيد در ميان خود منكرين دين ، راجع به منشأ دين و اينكه دين ناشى از چيست ، آيا ناشى از ترس است ، ناشى از جهل است ، و يا از چيز ديگرى است ، وحدت نظرى وجود ندارد و ثانياً بسيارى از دانشمندان معروف و مشهور جهان به فطرى و طبيعى بودن حسّ دينى نظر دادهاند و آن را جزء لا ينفكّ وجود بشر به شمار آوردهاند .
در اينجا بد نيست نظريّهء معروفترين دانشمند عصر ما را دربارهء حسّ دينى و مبنا و منشأ آن نيز براى شما نقل كنم . اخيرا مجموعهاى منتشر شده است كه حاوى يك سلسله نامه يا مقاله يا سخنرانى از فيزيسين و رياضىدان معروف و بزرگ عصر ما آلبرت اينشتاين است . در اين مجموعه فصلى دارد تحت عنوان « مذهب و علوم » . در اينجا اينشتاين نظر خود را دربارهء مذهب و وظيفهاى كه علوم و هنرها در زمينهء مذهب دارند بيان مىكند . اين دانشمند مدّعى است كه احساسات موجود مذهب متفاوت است ، علّت گرايش به مذهب را در همهء طبقات نمىتوان يكسان دانست . او مىگويد :
« براى يك انسان ابتدائى - ترس از مرگ ، ترس از گرسنگى ، ترس از جانور وحشى ، ترس از مرض - ايجاد كنندهء زمينهء مذهبى است . فكر محدود و عدم رشد عقل انسان بدوى براى خود موجودات كم و بيش شبيهى مىسازد . اين موجودات را با دست و فكر خود مىسازد و بعد از اين آفريدن به اين فكر مىافتد كه چگونه از خشم آنها جلو بگيرد ، چطور بر سر لطفشان بياورد . اين گونه مذهب را مذهب ترس بايد ناميد و خدايى كه در اين مذهب پرستيده مىشود خداى واقعى نيست ، منجر به نوعى بتپرستى مىشود . » ( 2 )
مىگويد :
« خصيصهء اجتماعى بشر نيز يكى از تبلورات مذهب است . يك فرد مىبيند پدر و
هامش
( 1 ) . نيايش .
( 2 ) . نقل از مجموعهاى از نامهها و مقالات آلبرت اينشتاين ، فصل « مذهب و علوم » .