دست غيبى از آستين بيرون آمدهاند و بشريّت را نجات دادهاند ؛ مانند بارانى بودهاند كه در بيابانى بر تشنهاى ببارد ؛ مصداق قول خدا بودهاند :
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ
( 1 ) ؛ خداوند به واسطهء وجود آنها بر بيچارگان و مظلومان منّت نهاد و آنها را براى نجات اين خوارشمردهشدگان مبعوث فرمود .
على ( عليه السّلام ) عصر و زمينهء بعثت رسول اكرم را اينطور توصيف مىفرمايد :
أرسله على حين فترة من الرّسل و طول هجعة من الامم و انتفاض من المبرم و انتشار من الامور و تلظّ من الحروب و الدّنيا كاسفة النّور ظاهرة الغرور ، على حين اصفرار من ورقها و إياس من ثمرها ( 2 ) .
خداوند او را در دورهاى مبعوث فرمود كه فترت و فاصلهاى در آمدن پيامبران رخ داده بود ؛ ملّتها در خوابى گران و طولانى فرو رفته بودند ؛ كارها پراكنده ، تنور جنگها داغ بود ؛ جهان را تاريكى فرا گرفته و غرور و فريب در آن نمايان بود ؛ برگ درخت بشريّت به سوى زردى گراييده ، اميدى به ميوهء اين درخت نمىرفت .
پيامبران معمولًا در مواقعى ظهور كردهاند كه بشريّت و لا اقل محيط اجتماعى ظهور آنها در يك پرتگاه خطرناكى قرار داشته و آنها سبب نجات و اصلاح اجتماع خود شدهاند . قرآن كريم خطاب به مردم عصر رسول اكرم چنين مىفرمايد :
وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها
( 3 ) .
شما در پرتگاه سقوط در آتش بوديد كه خداوند ( به وسيلهء رسول مكرّم ) شما را از آن نجات داد .
مىگويند : « عند انتهاء الشّدّة تكون الفرج » شدّت كه به نهايت رسد فرج طلوع مىكند . اگر گفتهاند « پايان شب سيه سفيدى است » و امثال اينها ، همه حكايت مىكند
هامش
( 1 ) . قصص / 5 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 87 .
( 3 ) . آل عمران / 103 .