تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
رياضىدان فرانسوى به نام « ژاك هاداما » را ترجمه كرده به من ارائه داد ؛ در آنجا چنين نوشته بود : « وقتى ما به شرايط اكتشافات و اختراعات مىانديشيم محال است بتوانيم اثر ادراكات ناگهانى درونى را ناديده بگيريم . هر دانشمند محقّقى كم و بيش اين احساس را كرده است كه زندگى و مطالب علمى او از يك رشته فعّاليتهاى متناوب كه در عدّه‌اى از آنها اراده و شعور وى مؤثّر بوده و بقيّه حاصل يك سلسله الهامات درونى مىباشد تشكيل شده است . » الآن يادم نيست كه در چه كتابى خواندم كه اينشتاين دانشمند بزرگ عصر ما نيز چنين عقيده‌اى دربارهء فرضيّه‌هاى بزرگ داشته و مدّعى بوده است كه مبدأ پيدايش فرضيّه‌هاى بزرگ ، نوعى الهام و اشراق است .

خلاصه

پس مجموعاً معلوم شد كه در زندگى افراد بشر انواعى از مددهاى غيبى وجود دارد : به صورت تقويت دل و اراده ، به صورت فراهم شدن اسباب و وسائل مادّى كار ، به صورت هدايت و روشن‌بينى ، به صورت الهام افكار بلند علمى . پس معلوم مىشود بشر به خود واگذاشته نيست ، دست عنايت پروردگار در شرايط خاصّى او را دستگيرى مىكند ، از ضلالت و گمراهى و سرگردانى و از عجز و ضعف و ناتوانى نجات مىدهد .

مددهاى غيبى اجتماعى

حالا كه دربارهء يك فرد چنين است ، دربارهء جامعهء بشريّت چطور ؟ آيا ممكن است كه گاهى عنايت غيبى به كمك جامعهء بشريّت برخيزد و آن را نجات دهد ؟ اتّفاقاً هميشه يا غالباً نوابغى كه پيدا شده‌اند ، پيامبران عظيم الشأنى مانند ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد ( صلوات اللّه عليه و عليهم ) كه ظهور كرده‌اند ، در شرايطى بوده كه جامعهء بشريّت سخت نيازمند به وجود آنها بوده است ؛ آنها مانند يك
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 354 | مرتضى مطهرى