گفت : يا امير المؤمنين ! خودت هم كه همين طورى . من به تو اقتدا كردم . لباس تو كه از من ژندهتر است ، غذاى تو از من بدتر است . امير المؤمنين به او فرمود : اشتباه كردى .
آنچه تو در من مىبينى رهبانيّت و تحريم حلال خدا نيست . من رهبرم ، من امامم ، من زعيم جامعهام . رهبران و زعما تكليف جداگانه دارند . فرمود : « إنّ اللّه فرض على أئمّة المسلمين أن يقدّروا انفسهم بضعفة النّاس كى لا يتبيّغ بالفقير فقره . » ( 1 ) خداوند براى كسى كه مىخواهد مردم را رهبرى كند وظيفهء خاصّى قرار داده است . تو از افراد عادى هستى .
من بايد به تمام افراد ملّت خود و رعاياى خودم نگاه كنم و ببينم پايينترين طبقات كدام است ؟ آنكه دستش از همه كوتاهتر است كدام است ؟ البتّه من هم مايلم كه سطح زندگى آنها بالا برود ؛ امّا تا وقتى در مملكت من افرادى هستند كه توانايى ندارند و نمىتوانند لباس بهترى از آنچه من اكنون به تن دارم بپوشند ، تا وقتى كه در مملكت من ژندهپوش و نان جو خور بالاضطرار هست ، من به حكم آنكه رهبرم و مىخواهم مردم را هدايت و رهبرى كنم بايد با آنها همدل و همدرد باشم ، بايد خود را با فقيرترين مردم اجتماع تطبيق دهم . اگر غير از اين باشد آن فقير حق دارد به هيجان بيايد ، اعتراض كند و فريادش به آسمان بلند شود ، زيرا خيال مىكند دروغ مىگويم كه در فكر او هستم ولى حالا باور مىكند كه راست مىگويم . اصول رهبرى ايجاب مىكند كه من اينچنين زندگى كنم .
اين مطلب كه رهبر در پست رهبرى وظيفهء خاص دارد ضمناً يك معمّا را حل مىكند . آن مسألهء معمّا مانند اين است كه مىبينيم سيرهء ائمّهء اطهار ( عليهم السلام ) از نظر سخت گرفتن بر خود و از نظر به اصطلاح زاهدانه زندگى كردن فى المثل متفاوت است ، امام جعفر صادق ( عليه السّلام ) يك جور لباس مىپوشيد ، امير المؤمنين طور ديگر . اين خود يك معمّاست كه چرا رهبران اختلاف روش دارند ؟
حلّ معمّا به اين است كه بدانيم كه موقعيّت اجتماعى شان متفاوت بود ، بعلاوه موقعيّت زمانىشان نيز فرق داشت . امام جعفر صادق فرمود : اگر امروز مىبينيد من لباس عالى مىپوشم و پيغمبر و على نمىپوشيدند ، زمان آنها با زمان من فرق داشت ، سطح زندگى مردم امروز با مردم آن زمان هم فرق مىكند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 207 .