رهبرى كند جز از راه شناخت قوانينى كه بر حيات و بر روال زندگى بشر حاكم است ، ميسّر نيست .
پس بشر موجودى است كه به يك سلسله نيروها مجهّز است و به هدايت و رهبرى و به پيشوا و پيشوايى نيازمند است ؛ موجودى است كه رهبرى و به حركت در آوردن و بهرهبردارى از نيروهاى وى تابع يك سلسله قوانين بسيار دقيق و ظريف است كه شناخت آن قوانين كليد راه نفوذ در دلها و مسلّط شدن بر انسانهاست .
رهبرى رسول اكرم
قرآن مجيد تعبير عجيبى راجع به پيغمبر اكرم دارد :
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ . . .
يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ
( 1 ) .
. . . اين پيامبر امّى كه در تورات و انجيل از او ياد شده است ، چيزهاى خوب را بر آنها حلال مىكند و پليديها را حرام مىنمايد و بار سنگين را از دوش آنها بر مىدارد و غلها را از مردم باز مىكند .
كدام بار سنگين و كدام غل و زنجير ؟ بارهايى از سنگ و يا غل و زنجيرهايى از آهن ؟ از چوب ؟ نه ، بلكه بارهايى سنگين از عادات و خرافات و غل و زنجيرهاى روحى كه بر نيروها و بر استعدادهاى معنوى بشر گذاشته شده بود ؛ همانها كه نتيجهاش جمود ، افسردگى ، يأس و بدبختى بود .
پيغمبر اين نيروهاى بسته را باز كرد . مديريّت اجتماعى يعنى اين ؛ رهبرى يعنى اين ؛ مجهّز كردن نيروها ، تحريك نيروها ، آزاد كردن نيروها و در عين حال كنترل نيروها و در مجراى صحيح انداختن آنها ، سامان دادن ، سازمان بخشيدن و حرارت بخشيدن به آنها .
هامش
( 1 ) . اعراف / 157 .