مديريّت صحيح از ضعيفترين ملّتهاى دنيا ، قوىترين ملّتها را مىسازد آنچنان كه رسول اكرم كرد و اين معجزهء رهبرى بود .
در اين زمينه سخن بسيار است . اگر بخواهيم توجّه اسلام را به اصول رهبرى و مديريّت درك كنيم دو راه بايد طى كنيم :
ضرورت مطالعهء سيرهء اولياء
طريق اوّل ، مطالعهء بسيار عميق سيرهء اولياء دين ، مخصوصاً شخص رسول اكرم و امير المؤمنين است . اگر انسان روش آنها را مطالعه كند متوجّه مىشود كه چقدر بر اصول دقيق رهبرى منطبق است . نتايج شگرفى كه از رهبرى خود در دنيا گرفتهاند ، سابقه ندارد . اين موفّقيت به جهت آن بود كه كليد رمز را در دست داشتند . از جانب خداى انسان آمده بودند و خداى انسان كليد رمز انسان را در دست دارد .
از ميان سيرههاى مختلف رسول خدا ، سيرهء آن حضرت در لشكركشى و سياست ، در تبليغ اسلام ، در رفتار با دشمنان ، با مشركين ، با اهل كتاب و در خانواده ، بايد دقيقاً مطالعه شود كه هر كدام از آنها يك كتاب درس به ما مىآموزند . سيرهء عملى پيغمبر اكرم در رهبرى و دستورهايى كه در اين زمينه مىدهد خيلى عجيب است . به قدرى روانشناس است و به قدرى متوجّه راه و رسم انسانهاست كه حدّى بر آن متصوّر نيست ؛ متد انسان اداره كردن را مىداند . معاذ بن جبل را براى تبليغ ، هدايت و رهبرى و راهنمايى به يمن فرستاد ؛ چند جمله دارد كه براى همهء ما دستور العمل است در حالى كه اكثر بر خلاف رفتار مىكنيم . مىفرمايد : « يَسِّرْ وَ لا تُعَسِّرْ ، بَشِّرْ وَ لا تُنَفِّرْ ، وَ صَلِّ بِهِمْ صَلوةَ اضْعَفِهِمْ . » ( 1 ) يعنى تو كه اكنون به منظور تبليغ اسلام و دعوت مردم به اسلام و ترغيب و تشويق آنها به سوى اسلام به سراغ مردم مىروى ، بر آنها آسان بگير ، سخت نگير ، با سختگيرى نمىتوان كسى را رهبرى كرد ؛ ديگر اينكه به مردم بشارت بده ، مزاياى دنيوى و اخروى اسلام را براى مردم بگو ، نويدهاى اسلام را بر مردم عرضه كن ، تمايل آنها را برانگيز ، ترغيبشان كن ، از راه تخويف و ايجاد هراس وارد مشو ، كارى نكن كه مردم احساس تنفّر كنند ؛ هنگام نماز با اين مردم تازه مسلمان كه
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 / ص 237 بدون جملهء اخير .