طبعاً طرف سخن ما افرادى هستند كه به قرآن ايمان و اعتقاد دارند و وقوع معجزات را اعتراف دارند . سخن ما با آنها در اين جهت است كه معجزه جز مظهرى از ولايت تصرّف و ولايت تكوينى نيست . بگذريم از قرآن كه علاوه بر جنبهء معجزه بودن ، كلام خداوند است نه كلام پيغمبر و وضع استثنائى دارد در ميان همهء معجزات ، معجزه بدان جهت صورت مىگيرد كه به صاحب آن از طرف خداوند نوعى قدرت و اراده داده شده كه مىتواند به اذن و امر پروردگار در كائنات تصرّف كند ، عصايى را اژدها نمايد ، كورى را بينا سازد و حتّى مردهاى را زنده كند ، از نهان آگاه سازد . اين قدرت و آگاهى براى او تنها از طريق پيمودن صراط قرب و نزديك شدن به كانون هستى پيدا مىشود و « ولايت تصرّف » جز اين چيزى نيست .
برخى مىپندارند كه در وجود معجزه ، شخصيّت و ارادهء صاحب معجزه هيچ گونه دخالتى ندارد ، او فقط پردهء نمايش است ، ذات احديّت مستقيماً و بلا واسطه آن را به وجود مىآورد ، زيرا كار اگر به حدّ اعجاز برسد از حدود قدرت انسان در هر مقامى باشد خارج است ؛ پس آنگاه كه معجزه صورت مىگيرد ، انسانى در كائنات تصرّف نكرده است ، بلكه خود ذات احديّت است كه مستقيماً و بدون دخالت ارادهء انسان ، در كائنات تصرّف كرده است .
اين تصوّر اشتباه است . گذشته از اينكه علوّ ذات اقدس احديّت ابا دارد كه يك فعل طبيعى بلا واسطه و خارج از نظام از او صادر گردد ، اين تصوّر بر خلاف نصوص قرآنى است . قرآن در كمال صراحت آورندهء « آيت » ( معجزه ) را خود رسولان مىداند ولى البتّه با اذن و رخصت ذات احديّت . بديهى است كه اذن ذات احديّت از نوع اذن اعتبارى و انسانى نيست كه با لفظ و يا اشاره ، ممنوعيّت اخلاقى يا اجتماعى او را از بين ببرد . اذن پروردگار همان اعطاى نوعى كمال است كه منشأ چنين اثرى مىگردد و اگر خداوند نخواهد ، آن كمال را از او مىگيرد . در سورهء مباركهء مؤمن آيهء 78 مىفرمايد :
وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ .
هيچ پيامبرى را نرسد كه آيت ( معجزه ) بياورد مگر با اذن خداوند .
در اين آيهء كريمه آورندهء آيت را پيامبران مىداند ولى به اذن پروردگار .