حركت مىكند ، و همچنين شياطين هر سازنده و هر زير آب رونده را و ديگرانى كه در زنجير بسته شده بودند . اى سليمان ! اين است بخشش بىحساب ما ، پس با توست كه ببخشى يا نگه دارى .
در آياتى كه دربارهء معجزات حضرت عيسى مسيح آمده نيز از تعبيرات قرآن همين مطلب استفاده مىشود . به واسطهء پرهيز از اطاله از ذكر آنها خوددارى مىكنيم .
مقصود اين است كه با قبول قرآن نتوان منكر ولايت تصرّف در كائنات شد ؛ و امّا اگر كسى بخواهد صرفاً با موازين علمى و فلسفى اين مطلب را رسيدگى كند ، البتّه داستان ديگرى است و از هدف فعلى ما خارج است .
در خاتمه نكتهاى را كه در اوّل بحث اشاره كرديم توضيح مىدهيم : همهء اين مراحل نتيجهء « قرب » به پروردگار است و قرب به حق يك حقيقت واقعى است نه يك تعبير مجازى و اعتبارى . در حديث معروف و مشهور قدسى كه شيعه و سنّى آن را روايت كردهاند به صورت بسيار زيبايى اين حقيقت بيان شده است . امام صادق ( عليه السّلام ) از رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) روايت مىكند كه :
قال اللّه عزّ و جلّ : ما تقرّب الىّ عبد بشىء احبّ الىّ ممّا افترضت عليه و انّه ليتقرّب الىّ بالنّافلة حتّى احبّه فاذا احببته كنت سمعه الّذى يسمع به و بصره الّذى يبصر به و لسانه الّذى ينطق به و يده الّتى يبطش بها . ان دعانى اجبته و ان سألنى اعطيته ( 1 ) .
خداوند مىگويد : هيچ بندهاى با هيچ چيزى به من نزديك نشده است كه از فرائض نزد من محبوبتر باشد . همانا بندهء من به وسيلهء نوافل و مستحبّات - كه من فرض نكردهام ولى او تنها به خاطر محبوبيّت آنها نزد من انجام مىدهد - به من نزديك مىشود تا محبوب من مىگردد . همينكه محبوب من گشت ، من گوش او مىشوم كه با آن مىشنود و چشم او مىشوم كه با آن مىبيند و زبان او مىشوم كه با آن سخن مىگويد و دست او مىشوم كه با آن حمله مىكند . اگر مرا بخواند ، اجابت مىكنم و اگر از من بخواهد ، مىبخشم .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 / ص 352 .