آيهء كريمهء
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
( 1 ) ( اطاعت كنيد خدا و پيغمبر را و كسانى را كه ادارهء كار شما به دست آنهاست ) و همچنين آيات اوّل سورهء مائده و حديث شريف غدير و عموم آيهء
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ »
( 2 ) و عموم آيهء
« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ »
( 3 ) ناظر به چنين ولايتى است .
در اين جهت كه پيغمبر اكرم چنين شأنى را داشته و اين يك شأن الهى بوده است - يعنى حقّى بوده كه خداوند به پيغمبر اكرم عنايت فرموده بود نه اينكه از جانب مردم به آن حضرت تفويض شده باشد - ميان شيعه و سنّى بحثى نيست . برادران اهل سنّت ما با ما تا اينجا موافقاند . سخن در اين است كه پس از پيغمبر اكرم تكليف « ولايت زعامت » چيست ؟ افراد مردم براى اينكه اجتماع متزلزل نشود و هرج و مرج به وجود نيايد ، بايد از كسى و مقامى به عنوان حاكم و ولىّ امر اطاعت كنند . تكليف چنين مقامى چيست ؟ آيا اسلام در اين باره تكليفى معيّن كرده است و يا بكلّى سكوت اختيار كرده است ، و اگر تكليف معيّن كرده چگونه است ؟ آيا به مردم اختيار داده كه بعد از پيغمبر هر كه را مىخواهند خود انتخاب كنند و بر ديگران اطاعت او واجب است و يا اينكه پيغمبر اكرم قبل از رحلت ، شخص معيّنى را براى جانشينى خود در اين مقام بزرگ و با اهمّيّت تعيين كرد ؟
در اينجا به مناسبت ، دربارهء همهء شئون اجتماعى پيغمبر اكرم در ميان امّت ، مطابق آنچه از قرآن مجيد استنباط مىشود ، بحثى مىكنيم .
از قرآن مجيد و هم از سنّت و سيرهء نبوى استنباط مىشود كه پيغمبر اكرم در ميان مسلمين در آن واحد داراى سه شأن بود :
اوّل اينكه امام و پيشوا و مرجع دينى بود و ولايت امامت داشت ، سخنش و عملش سند و حجّت بود :
« ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
( 4 ) .
آنچه را پيغمبر براى شما آورده است بگيريد و از آنچه شما را بازدارد بايستيد .
هامش
( 1 ) . نساء / 59 .
( 2 ) . مائده / 55 .
( 3 ) . احزاب / 6 .
( 4 ) . حشر / 7 .