تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
ان كان رفضا حبّ آل محمّد * فليشهد الثّقلان أنّى رافضى
( 1 ) اى سواره ! در سرزمين پر سنگريزهء منى بايست و سحرگاه فرياد كن به آنكه در خيف ساكن است و به آنكه حركت كرده است - آنگاه كه حجّاج از مشعر به منى حركت مىكنند و كثرت جمعيّت مانند رود فرات موج مىزند - كه اگر محبّت آل محمّد « رفض » ( 2 ) شمرده مىشود پس جنّ و انس گواهى دهند كه من « رافضى » ( 3 ) مىباشم . و هم او مىگويد :
يا آل بيت رسول اللّه حبّكم * فرض من اللّه فى القرآن أنزله
يكفيكم من عظيم الفخر انّكم * من لم يصلّ عليكم لا صلاة له ( 4 )
اى اهل بيت رسول ! دوستى شما فريضه‌اى است از جانب خداوند كه در قرآن آن را فرود آورده است . از فخر بزرگ ، شما را اين بس كه درود بر شما جزء نماز است و هر كس بر شما درود نفرستد نمازش باطل است . و هم او مىگويد :
و لمّا رأيت النّاس قد ذهبت بهم * مذاهبهم في أبحر الغىّ و الجهل
ركبت على اسم اللّه فى سفن النّجا * و هم اهل بيت المصطفى خاتم الرّسل
و امسكت حبل اللّه و هو ولاؤهم * كما قد امرنا بالتّمسّك بالحبل ( 5 )
چون مردم را ديدم كه راههاشان آنها را در درياهاى گمراهى و جهالت انداخته است ، به نام خدا سوار كشتى نجات شدم ؛ همانا اهل بيت مصطفى خاتم رسولان آن كشتى نجات‌اند ، و به ريسمان خدا كه ولاء آنهاست چنگ زدم همچنانكه دستور به ما داده شده كه به اين ريسمان چنگ بزنيم . زمخشرى و فخر رازى كه در بحث خلافت به جنگ شيعه مىآيند ، خود راوى
هامش
( 1 ) . التّفسير الكبير فخر رازى ، ج 27 / ص 166 . ( 2 ) و 3 . « رفض » طرد و ترك چيزى است . شيعيان را به علل خاصّى « رافضى » مىخواندند . ( 4 ) . الكنى و الالقاب محدّث قمى و نور الابصار شبلنجى / ص 104 . ( 5 ) . الكنى و الالقاب محدّث قمى .